میراث فرهنگی ایران، از کاشیهای فیروزهای مساجد تا نغمههای لالایی مادرانه، بخشی جداییناپذیر از هویت ماست. اما نگهداری و زنده نگهداشتن این گنجینه نه فقط مسئولیت نهادهای رسمی، بلکه وظیفهی هر یک از ماست. مشارکت مردمی در حفاظت از میراث، همان حلقهی مفقودهای است که میتواند آینده فرهنگی کشور را روشنتر کند.
در ایران، که در هر کوچهاش ردپایی از تاریخ و در هر روستایش ریشههایی از آیینهای کهن یافت میشود، مردمی که در کنار این آثار و سنتها زندگی میکنند، در خط مقدم حفاظت فرهنگی قرار دارند. آنها با ادامه دادن آیینها، بازگویی داستانها، یا حتی تعمیر خانههای قدیمیشان، حافظان بیادعای میراث ملیاند.
نمونه موفقی از این مشارکت، روستای ابیانه است. ساکنان این روستا با حفظ پوشش، گویش، و آداب سنتی خود، نهتنها میراث را زنده نگهداشتهاند، بلکه اقتصاد محلی را نیز با جذب گردشگر رونق بخشیدهاند. در کاشان هم، مشارکت مردم در نجات خانههای تاریخی از تخریب، نشان داد که عشق به میراث میتواند از دل جامعه بجوشد و معجزه کند.
اما این مشارکت گسترده نیست. چالشهایی مانند کمبود آگاهی عمومی، آموزش ناکافی، صرفهنداشتن اقتصادی صنایع دستی، مهاجرت از روستاها، و نبود زیرساخت برای جلب مشارکت، مانع از حضور مؤثر مردم در حفاظت فرهنگی شده است. مثلاً بسیاری از جوانان امروز نه قالیبافی بلدند، نه حتی نام آیینهای محلی زادگاهشان را شنیدهاند.
حفاظت از میراث فرهنگی، تنها یک دغدغه تخصصی نیست؛ بلکه بخشی از مسئولیت اجتماعی ماست. فرهنگ، همان نخ نامرئی است که ما را به پیشینیانمان گره میزند و آیندهمان را به گذشته پیوند میدهد. اگر امروز بیتفاوت باشیم، فردا چیزی برای روایت باقی نمیماند.
برای حفظ و تداوم میراث فرهنگی، باید از ریشهها آغاز کرد؛ از آموزش. زمانی که کودکان از سالهای نخست تحصیل با مفاهیم ارزشمند فرهنگ سنتی، آیینها، و تاریخ سرزمینشان آشنا شوند، رابطهای درونی و عاطفی با آنها شکل میگیرد. این آموزش میتواند در قالب بازدیدهای میدانی از محوطههای تاریخی، کارگاههای صنایع دستی در مدارس، یا حتی محتوای چندرسانهای جذاب باشد.
در کنار آموزش، آنچه میراث را زنده نگه میدارد، پویایی اقتصادی آن است. وقتی صنایع دستی بتوانند در بازار جای خود را پیدا کنند، یا آیینها مخاطب و درآمد داشته باشند، انگیزه برای حفظ و گسترششان نیز بیشتر میشود. اینجا است که گردشگری فرهنگی، نمایشگاهها و پلتفرمهای فروش آنلاین میتوانند نقشی کلیدی ایفا کنند.
همزمان، تجربههای موفقی مثل نجات خانههای تاریخی کاشان نشان دادهاند که مشارکت مردمی، حتی در مقیاسهای کوچک، میتواند به نتایجی چشمگیر منجر شود. وقتی افراد احساس کنند بخشی از یک حرکت بزرگ هستند، پیوند آنها با میراث هم عمیقتر میشود.
و در نهایت، تکنولوژی فقط تهدید نیست؛ میتواند فرصت هم باشد. ابزارهایی مثل واقعیت افزوده و مجازی، امکان بازآفرینی فضاها و آیینهای گذشته را فراهم میکنند و برای نسل دیجیتال، دریچهای تازه به گذشته میگشایند.

