کتاب «یازده موزه، یازده سرپرست: گفتوگوهایی دربارهی موزه و رهبری آن» نوشتهی مایکل ای. شاپیرو و با ترجمهی محمدمهدی مشفق، تجربهای منحصربهفرد از مسیر حرفهای چند تن از سرپرستان موفق موزههای هنر آمریکا ارائه میدهد. به گزارش هدف پرس؛ این اثر نهتنها روایتهای شخصی این مدیران را بازگو میکند، بلکه پرسشهای بنیادین دربارهی رهبری، آموزش و آیندهی موزهها را نیز به چالش میکشد.
شاپیرو با گردآوری گفتوگوهایی صمیمی و آموزنده، نشان میدهد که رسیدن به جایگاه یک سرپرست موزه نتیجهی ترکیبی از شور و اشتیاق، فرصت، تجربهی عملی و کنجکاوی نسبت به هنر و جامعه است. بسیاری از این رهبران مسیر خود را با همراهی استادان و مربیان مجرب طی کردهاند، کسانی که دانش و تجربهی خود را به آنها منتقل کرده و فرصتهای مشارکت در پروژههای مهم را در اختیارشان گذاشتهاند. این استادان گاهی گمنام ماندهاند، اما نقش آنها در شکلدهی به رهبران موفق آینده بیبدیل است.
کتاب، همچنین پرسشهای اساسی دربارهی نسل آیندهی سرپرستان موزه مطرح میکند: آیا رهبران فردا، در مواجهه با چالشهای سیاسی، اقتصادی و اجتماعی، مهارتهای لازم را خواهند داشت؟ آیا تنوع کافی در این حوزه وجود دارد تا موزهها بتوانند با جامعهای چندفرهنگی همسو باقی بمانند؟ شاپیرو با اشاره به پژوهشها و آمارها نشان میدهد که گرچه زنان و گروههای اقلیت درحال ورود به این عرصه هستند، اما این گروهها هنوز در پستهای رهبری موزهها کمتر از ظرفیت و توانشان حضور دارند. این موضوع اهمیت آموزش و پرورش رهبران متنوع و باانگیزه را برجسته میکند.
یکی دیگر از نکات قابل توجه کتاب، تأکید بر اهمیت تجربهی عملی و ارتباطات حرفهای در شکلگیری سرپرستان موفق است. شاپیرو از داستانهایی میگوید که شاید هیچ دانشگاهی نتواند به دانشجویان خود منتقل کند؛ از ملاقاتهای پیشاز صبح با قصابان محلی گرفته تا حضور در صحنههای زندهی هنر و فرهنگ. این تجارب، بینش و مهارتهایی را پرورش میدهند که تنها در دل عمل و تعامل با جامعه و هنر شکل میگیرند.
ازسویدیگر، پیشگفتار کتاب به قلم بهزاد حاتم، این ایده را گسترش میدهد و به ضرورت پرورش سرپرستان مادرزاد موزهها در ایران اشاره میکند؛ افرادی که بتوانند میراث فرهنگی و هنری کشور را در موزهها و نهادهای فرهنگی آینده بهخوبی مدیریت کنند. حاتم تأکید میکند که آموزش رسمی دانشگاهی اگرچه مهم است، اما بدون راهنمایی استادان کاردان و تجربهی عملی، بهتنهایی نمیتواند سرپرستان بزرگ خلق کند.
کتاب «یازده موزه، یازده سرپرست» نهتنها هدیهای ارزشمند برای نسل آیندهی رهبران موزه است، بلکه فرصتی برای اندیشیدن دربارهی نقش استادان، تجربههای زیسته و محیطهای فرهنگی در شکلگیری مسیر حرفهای آنان به شمار میآید. این اثر به ترجمهی محمدمهدی مشفق و از سوی نشر دانان منتشر شده است. مشفق با درکی دقیق از لحن، فضا و زمینهی فرهنگی متن اصلی، توانسته روایتها و تأملات نویسندگان را به زبانی روشن و وفادار منتقل کند. نتیجه، ترجمهای است که خوانندهی فارسیزبان را نه صرفاً با محتوای کتاب، بلکه با روح و تجربهی زیستهی سرپرستان موزههای بزرگ هنر در آمریکا همراه میسازد و تصویری روشن از چگونگی پرورش رهبران فرهنگی ارائه میدهد. باید تأکید کرد که جای چنین کتابهایی در نشر ایران بهشدت خالی است؛ آثاری که نهفقط روایتگر تجربهی حرفهای مدیران فرهنگیاند، بلکه بهشکل کاربردی به پرورش نسل جدید متولیان موزه و فرهنگ میپردازند. انتشار این کتاب میتواند نقطهی آغازی برای توجه جدیتر به حوزهی مدیریت موزه و تربیت رهبران فرهنگی در ایران باشد

