بالتازار کلاوسوفسکی، مشهور به بالتوس (Balthus)، از چهرههای بحثبرانگیز و در عین حال تأثیرگذار قرن بیستم بود. او در سال ۱۹۰۸ در پاریس به دنیا آمد و در ۲۰۰۱ درگذشت، اما در طول زندگی طولانیاش توانست جهانی خاص خلق کند که مرز میان واقعیت و خیال را در هم میشکند. بالتوس را بهویژه بهخاطر تابلوهایش از نوجوانان، فضای رازآلود آثارش و شیوهای که از سنتهای نقاشی قدیم الهام میگرفت، میشناسند.
او برخلاف بسیاری از هنرمندان همعصرش که به جریانهای مدرن مانند سوررئالیسم یا کوبیسم پیوستند، راهی متفاوت در پیش گرفت. بالتوس زبان تصویری خودش را از استادان رنسانس و باروک ــ مانند پیِرو دلا فرانچسکا، کاراواجو و نیکلا پوسن ــ وام میگرفت و آن را با حساسیت مدرن تلفیق میکرد. همین تضاد میان کهنه و نو، آثارش را سرشار از قدرت و ابهام کرده است.
این هنرمند از کودکی با فضای هنری و ادبی آشنا شد. مادرش نقاش بود و پدرش تاریخنگار هنر. او در خانوادهای بزرگ شد که رفتوآمد نویسندگان و هنرمندان بزرگی چون راینر ماریا ریلکه در آن امری عادی بود. نخستین کتابش مجموعهای از طراحیهای گربه بود که با مقدمهای از ریلکه در سال ۱۹۲۱ منتشر شد و توجه بسیاری را جلب کرد. علاقهاش به گربهها بعدها نیز در آثارش تکرار شد و حتی خود او نوعی شخصیت مرموز و گربهسان بهنظر میرسید.
ویژگی اصلی نقاشیهای بالتوس، تعلیق و سکوتی عمیق است. شخصیتهای او معمولاً در فضاهایی بسته، اتاقهای ساده و گاه بیروح، قرار دارند و حرکاتشان بهگونهای است که انگار در میانه رؤیا یا مکاشفهای متوقف شدهاند. یکی از موضوعات همیشگی او، نمایش دختران است؛ موضوعی که هم ستایش و هم جنجال برانگیخت.
بالتوس در این آثار به دنبال تحریک یا نمایش صرف نبود؛ او میخواست حالتی مرزی را نشان دهد، جایی میان کودکی و بزرگسالی، معصومیت و تجربه، نور و تاریکی. همین موضوع باعث شد برخی او را شاعر بصری دوران گذار بدانند. هرچند در دهههای اخیر، به دلیل حساسیتهای اجتماعی و اخلاقی، نمایش آثار او با بحثهای زیادی همراه بوده است.
این هنرمند در سالهای دهه ۱۹۳۰ به تدریج در پاریس شناخته شد. نمایشگاههایش در گالریهای معتبر بازتابهای متفاوتی داشتند: برخی او را ادامهدهنده راه نقاشان کلاسیک میدانستند و برخی دیگر او را بیش از حد معماگونه و حتی مسئلهدار میدیدند.
در دهه ۱۹۶۰، بالتوس به عنوان مدیر آکادمی فرانسه در ویلای مدیچی در رم منصوب شد. او این موقعیت را برای بازآفرینی فضاهای تاریخی و ارتباط دادن هنر گذشته با حال به کار برد. بعدها در روستایی در سوئیس ساکن شد و تا پایان عمر در همانجا به کار و خلوت خود ادامه داد.
نمایشگاههای مروری آثار او در موزههای بزرگی چون موزه هنر مدرن نیویورک (MoMA)، مرکز پومپیدو پاریس و موزه متروپولیتن نیویورک برگزار شده و همچنان علاقه و جدل پیرامون او ادامه دارد.
میراث هنری
میراث بالتوس بیش از هر چیز در توانایی او برای ترکیب گذشته و حال نهفته است. او نشان داد که در قرن بیستم، در میان امواج پرشتاب مدرنیسم، هنوز میتوان به سنتهای کهن وفادار بود و در عین حال جهانی تازه آفرید. آثار او نمونهای نادر از تلاقی آرامش تصویری رنسانس و بحرانهای هویتی مدرن است.
گرچه نگاهها به وی همچنان متفاوت است ــ برخی او را نابغهای شاعرانه میدانند و برخی دیگر منتقد سوژههایش هستند ــ اما نمیتوان انکار کرد که او یکی از معدود نقاشانی است که توانست در قرن بیستم سبکی کاملاً شخصی و متمایز بیافریند.

