هنر معاصر در تلاقی فناوریهای نوین، فرهنگ عامه، اقتباسهای سینمایی، توکنهای غیرقابلمعاوضه (NFT) و سنتهای هنری محلی، با پرسشهای پیچیدهای درباره مالکیت فکری و اصالت خلاقانه مواجه شده است. این عوامل، ضمن اینکه خلاقیت را غنی میکنند، مرزهای بین الهامگیری، بازآفرینی و سرقت خلاق را محو کردهاند.
فناوریهای هوش مصنوعی، مانند ابزارهای تولید تصویر، با پردازش دادههای عظیم، آثاری خلق میکنند که شباهت زیادی به کارهای انسانی دارند. این ابزارها، که از ورودیهای متنی کاربران برای تولید نقاشی یا موسیقی استفاده میکنند، پرسشهایی درباره مالکیت فکری مطرح میکنند: آیا اثر متعلق به کاربر، توسعهدهنده یا خالقان دادههای آموزشی است؟ قوانین سنتی کپیرایت، که مالکیت را به انسانها نسبت میدهند، در برابر این فناوری ناکافی به نظر میرسند. این ابهام به فرهنگ عامه نیز سرایت میکند، جایی که میمها و محتوای دیجیتال به سرعت بازتولید میشوند. هنرمندانی که از این عناصر الهام میگیرند، مانند اندی وارهول با آثار پاپآرت، باید تحولی خلاقانه ایجاد کنند تا از تقلید غیراصیل اجتناب شود، اما فقدان شفافیت در منابع الهام، خطر نقض حقوق را افزایش میدهد.
این چالش در اقتباسهای سینمایی نیز دیده میشود. اقتباس، مانند بازآفرینی یک رمان یا رویداد واقعی در قالب فیلم، میتواند خلاقانه باشد، اما بدون اجازه یا تحول معنادار، به سرقت خلاق تبدیل میشود. در ایران، که اجرای قوانین بینالمللی کپیرایت ضعیف است، اقتباسهای غیررسمی از آثار خارجی رایجاند و این موضوع به پیچیدگیهای حقوقی دامن میزند. به همین ترتیب، NFTها، که مالکیت دیجیتال را بر بستر بلاکچین ثبت میکنند، ابهامات جدیدی ایجاد کردهاند. مالکیت توکن لزوماً به معنای مالکیت کپیرایت نیست و کپیبرداریهای غیرمجاز در این بازارها شایع است.
از منظر اخلاقی، خلاقیت نیازمند تعامل آگاهانه با منابع فرهنگی و شفافیت در ارجاع است. نظریههای روانشناختی خلاقیت نشان میدهند که نوآوری از ترکیب عناصر موجود با دیدگاه جدید شکل میگیرد. اما در عصر دیجیتال، سرعت انتشار محتوا و ضعف نظارت حقوقی، تمایز بین الهام و تقلید را دشوار کرده است. برای مثال، هنرمندانی مانند فرهاد مشیری با ترکیب خوشنویسی سنتی و عناصر مدرن، آثاری اصیل خلق میکنند، اما کپیبرداری صرف از نقوش سنتی بدون ارزش افزوده، به تقلید غیراخلاقی منجر میشود.
برای رفع این چالشها، ایجاد چارچوبهای حقوقی جدید، مانند قراردادهای هوشمند برای NFTها یا قوانین شفاف برای استفاده از دادههای آموزشی AI، ضروری است. آموزش اخلاق حرفهای به هنرمندان و تشویق به ذکر منابع نیز میتواند به حفظ اصالت کمک کند. در ایران، تقویت حمایتهای حقوقی و پیوستن به کنوانسیونهای بینالمللی، حفاظت از هنرمندان را بهبود میبخشد. در نهایت، پیوند فناوری، فرهنگ و سنت میتواند خلاقیت را تقویت کند، اما بدون مسئولیتپذیری، خطر نقض حقوق و کاهش اصالت هنر باقی میماند.

