• برابر با : 10 - جماد ثاني - 1447
  • برابر با : Sunday - 30 November - 2025
کل اخبار 5554اخبار امروز : 0
17

آراتا، صدای فراموش شده

  • کد خبر : 10855
  • 03 آگوست 2025 - 20:59
آراتا، صدای فراموش شده

تیرماه 1401 بعد از 8 سال دوباره به جیرفت برگشتم. قصدم ساخت یک فیلم مستند داستانی بود در ادامه فیلم «شهر سوخته» که پیش از این در زابل ساخته بودم. در زمان دو هفته‌ای که آنجا بودم دوباره به بسیاری از حوزه‌های تمدنی هلیل‌رود سر زدم. هوای جیرفت به طرز دیوانه کننده‌ای گرم و شرجی […]

تیرماه 1401 بعد از 8 سال دوباره به جیرفت برگشتم. قصدم ساخت یک فیلم مستند داستانی بود در ادامه فیلم «شهر سوخته» که پیش از این در زابل ساخته بودم. در زمان دو هفته‌ای که آنجا بودم دوباره به بسیاری از حوزه‌های تمدنی هلیل‌رود سر زدم. هوای جیرفت به طرز دیوانه کننده‌ای گرم و شرجی بود. اما آنچه به من داد با چیزی که انتظارش را داشتم متفاوت بود. به تهران که بازگشتم شروع به نگارش فیلمنامه کردم. فیلمنامه رنگ و ساختاری دیگر گرفت. این‌بار با یک داستان تاریخی آمد. با شخصیت‌هایی که هنگام دیدن مناطق تمدنی هلیل‌رود در ذهنم شکل گرفته می‌گرفتند.

داستان آمد، شخصیت‌ها کنار هم قرار گرفتند و فیلمنامه نهایی شکل گرفت. شهریور ماه فیلمنامه را ثبت کردم. اما طبق عادت همیشگی‌ام، فیلمنامه هیچ‌وقت برای من تمام نمی‌شود. بارها و بارها بازنویسی می‌شود. اضافه و کم می‌شود تا روز فیلمبرداری. البته تازه روزهای فیلمبرداری کل فیلمنامه ممکن است دستخوش تغییر شود… آنچه صحنه، فضا و بازیگران در لباس‌ها به من می‌دهند آن اتفاق نهایی است که جلوی دوربین ثبت می‌شود.

«در شهری که بر خاک افسانه‌ها بنا شده و آیین‌هایش در دل زمان طنین‌انداز است، «آراتا» دختر جوانی از تمدن گمشده‌ی جیرفت، در جست‌وجوی عشق، حقیقت و آزادی است. عاشقش، « هوشا»، در شبی طوفانی ناپدید می‌شود و تنها ساز موسیقی‌اش را در کنار رودخانه بر جای می‌گذارد. شایعات دهان‌به‌دهان می‌چرخند: آیا فرار کرده؟ مرده؟ یا قربانی نیرویی ناشناخته شده؟ آراتا در میان سوگ، رؤیاها و نیروهای باستانی گرفتار می‌شود و در دل آیین‌های ممنوعه، توطئه‌های باستانی و افسانه‌ای و رازهایی فراموش‌شده، به مبارزه‌ای پنهان دست می‌زند…»

ساخت این فیلم، بی‌شک بلندپروازانه به نظر می‌رسد. چیزی که پیش از این، داستانی واقعی با این پیشینه نه در سینمای ایران بلکه در سینمای جهان هم اتفاق نیفتاده و ساخته نشده است! داستانی که بر اساس روح مردم و واقعیت‌های جاری نوشته شود؛ بدون باز کردن پای اژدهاها، نیروهای ماورالطبیعه و… به داستان! شاید تنها فیلمی که با این قدمت کار شده ، فیلم «آپوکالیپتو» با کارگردانی مل گیبسون باشد. البته این فیلم از دل هالیوود می‌آید و قواعد و بسترسازی خودش را دارد. قطعا کار ما در اینجا نه سخت، بیش‌تر شبیه امری محال به نظر می‌رسد!

معمولا مدیران ما با آثار تاریخی قبل از اسلام زاویه دارند و بخش خصوصی ما هم که فعلا سرگرم بسازبفروشی و زنده نگه‌داشتن تنور فیلمفارسی است:به همان سبک رقص و آواز. اما موضوع اینجاست که ما بسیار بدهکار تاریخ گمشده خودمان هستیم در جای‌جای ایران. هر کجا را که می‌کاوی خبر از تمدنی شگرف می‌دهد. بخصوص تمدنی همچون آراتا که باید بیش‌تر کاویده و اسرارش هویدا شود. البته من هیچوقت با این عبارت «اولین» کنار نیامدم. چیزی که مردم و بخصوص مدیران علاقه زیادی به آن نشان می‌دهند: اولین تمدن جهان، اولین انیمیشن جهان، اولین عمل جهان… این اولین‌ها فقط جنبه تبلیغی دارند. حقایق جای دیگری است. این که بکاوی تا حقایق یک تمدن و روح یک ملت نمایان شود: در دل داستان، درام ، رمانس ، معما و تاریخ! قصد هیچ فیلمی تبلیغات نیست. قصد هنر گسترش درون تماشاگر و بسط اندیشه است. موضوع مهم دیگر در اینجا اثبات غیر مستقیم این که جیرفت و تمدن هلیل رود همان تمدن 7000 ساله است. البته نه با شعار و جملات سرهم‌بندی شده و بدون منطق!

نیمه دوم 1403 به جیرفت برگشتم. برگشتم که بمانم. برای نزدیکی با این تمدن که حالا فقط رگه‌هایی از آن باز مانده و ویرانه‌هایی که هر روز در حال نابودی‌اند. اما مردم. مردم همیشه چیز پنهانی را با خود حمل می‌کنند چیزی که بارقه‌های آن تمدن و ریشه‌ها را می‌توان در آن جست! حالا نزدیک 6 ماه است که بیش‌تر زمان من در منطقه می‌گذرد. در میان مردم جیرفت و کرمان. چرا کرمان؟ چون باور دارم که تمدن‌های ما یک مجموعه است. مجموعه‌ای غیرقابل تفکیک. مجموعه‌ای از چهارگوشه این خاک. اما کرمان آن خلوص فرهنگی را همچنان با خود حمل می‌کند.

باور دارم که بهترین بازیگر برای چنین فیلم‌هایی خود مردم هستند. مردمی که فقط کافیست خالص‌ها را بیابی. آن‌ها بهترین گزینه‌های بازی کردن نقش‌های مردمی هستند که همینجا مدفون خاکند. و نسل‌های بعدی از آن خاک روییده‌اند. با چند گروه کوچک شروع به تمرین بازیگری کردیم و می‌کنیم. ساختن بازیگرانی صرفا برای این کار! تجربه چیزی که پیش از این زیسته‌ای: چیزی که خاک به تو می‌دهد و تو پذیرای آنی! و در حد امکان دوری از بازیگرانی که شکل گرفته‌اند، مثل یک باور ناهمگن.

به ظاهر همه در حال حمایت از این فیلم هستند. از مدیران مرکز تا مدیرانی استانی و منطقه‌ای. بخش دولتی و خصوصی. هر کی می‌آید و وارد اتاق فیلم می‌شود، چند شعار رنگین می‌دهد و از اتاق دیگر می‌رود. جلسات پررنگ بی نتیجه! جالب این که در منطقه هنوز بخش خصوصی با فرهنگ هنری شکل نگرفته که بتوان انتظار داشت در چنین موضوعاتی ورود کنند. بخش خصوصی منطقه هنوز در فکر خاک و کشاورزی است و تا رسیدن به دانش لازم شاید که باید دهه‌ها منتظر ماند! آیا باید سراغ سرمایه‌گذاران خارجی رفت برای نمایش تمدن کشورمان؟! امیدوارم بخش‌های مختلف پاسخ مناسبی برای این سوال بدهند!…

همیشه برای کسی که آمده فیلمش را بسازد همیشه پلن های جایگزین وجود دارد:… این فیلم ساخته خواهد شد اما بی‌شک با گذشت از موانع مالی بسیار. هر چند حداقل ما ادعا می‌کنیم به عنوان بخش خصوصی سینمایی سهم‌مان را برای این کار جدا کرده‌ایم. منتظر بخش‌های دیگر هستیم!

البته همه می‌دانیم کار تاریخی بخاطر پیچیدگی‌های تولیدی مثل ساخت شهرک، امکانات مختلف، آماده کردن زیرساخت‌های مناسب و تهیه سرمایه لازم زمانبر است. اما در تلاشیم که این زمان را به حداقل برسانیم. اگر فردا روزی دیدید فیلم «آراتا» با زمان حال ترکیب شد تعجب نکنید. یکی از پلن‌های دیگر است: در زمان حال، نویسنده‌ای به نام «پیوند» که در سوگ همسر باستان‌شناسش به‌سر می‌برد، درگیر پژوهشی درباره جیرفت می‌شود. اما کم‌کم دنیای آراتا در تخیل او جان می‌گیرد. واقعیت و خیال، گذشته و حال، در هم می‌آمیزند. فیلم با ریتمی شاعرانه و وهم‌انگیز، این دو خط زمانی را در هم می‌تند؛ جایی که حافظه، اسطوره، جنسیت، قدرت و سکوت‌های خاک‌گرفته‌ی حقیقت در برابر چشمان تماشاگر جان می‌گیرند…

لینک کوتاه : http://hadafpress.ir/?p=10855

برچسب ها

ثبت دیدگاه

مجموع دیدگاهها : 0در انتظار بررسی : 0انتشار یافته : 0
قوانین ارسال دیدگاه
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.

برچسب‌ها