جنگ تنها جان انسانها را نمیگیرد، بلکه حافظه جمعی ملتها را هم میبلعد. از هر گلولهای که شلیک میشود، گاه چیزی بیشتر از دیوار فرو میریزد: هویت فرو میپاشد. میراث فرهنگی کهنترین روایت انسان از خود، از گذشته، از تعلق، و از معناست. این میراث میتواند یک معبد سنگی در دل کوه باشد، یا یک نقاشی دیواری در مدرسهای تاریخی، یا حتی زبان و آیینی که نسلها منتقل کردهاند و درست به همین دلیل، در میدان جنگ، یکی از اولین اهداف است.
در دهههای اخیر و بهویژه در خاورمیانه، بارها شاهد آن بودهایم که آثار تاریخی نه به عنوان خسارات جانبی، بلکه به عمد هدف قرار گرفتهاند. تخریب عامدانه دو مجسمه بودا در بامیان توسط طالبان در سال ۲۰۰۱، غارت گسترده موزههای عراق و نابودی شهرهای باستانی مانند پالمیرا در سوریه به دست داعش، تنها چند نمونه از این واقعیت تلخاند. در این وقایع، آسیب تنها به ساختمانها یا اشیاء باستانی وارد نشد، بلکه زخم عمیقی بر روح مردم آن کشورها نشست. آنچه نابود شد، نه فقط آثار، که پیوندی نمادین میان گذشته و حال بود.
تخریب میراث فرهنگی در جنگها، یک حمله نمادین به هویت است. گروههای افراطی یا دولتهای متخاصم، اغلب با از بین بردن بناها و آثار تاریخی، در پی انکار تاریخ و حافظه طرف مقابل هستند. در نبردهای معاصر، هدف قرار دادن نمادهای فرهنگی به ابزاری برای تحقیر، سلطه و حذف هویتی تبدیل شده است. این اتفاق، همزمان یک جنایت جنگی و یک ضربه به تنوع فرهنگی جهان محسوب میشود. سازمان یونسکو سالهاست که بر این موضوع تأکید میکند و در اسنادی چون کنوانسیون ۱۹۵۴ لاهه و پروتکلهای الحاقی، کشورها را موظف کرده تا از اموال فرهنگی، حتی در بحبوحه جنگ، محافظت کنند.
با این حال این تعهدات حقوقی، در میدان عمل با چالشهای جدی روبهرو هستند. اغلب مناطق درگیر جنگ، در کنترل گروههای غیردولتیاند، یا اصلاً ساختار نهادهای فرهنگی به دلیل بحران از هم پاشیدهاند. در چنین وضعیتی، حتی ثبت خسارتها هم دشوار میشود، چه برسد به پیشگیری یا مجازات. البته در برخی موارد استثنایی، پیگیریهای حقوقی به سرانجام رسیدهاند؛ از جمله در سال ۲۰۱۶، که دیوان کیفری بینالمللی، یک فرمانده شبهنظامی اهل مالی را به دلیل تخریب مقبرهها و اماکن مذهبی در تیمبوکتو محاکمه و محکوم کرد. این نخستین بار بود که «تخریب میراث فرهنگی» به عنوان جنایت جنگی در یک محکمه بینالمللی مطرح شد، و میتواند سرآغازی برای مسئولیتپذیری جهانی در این زمینه باشد.
ایران با پیشینهای چند هزار ساله و دهها اثر ثبت جهانی، طبعاً در میان کشورهایی است که میراث فرهنگیاش در صورت بروز درگیری، در معرض تهدیدی جدی قرار میگیرد. طی سالهای گذشته، در نهادهای مختلف میراث فرهنگی ایران بحثهایی در مورد ضرورت حفاظت از آثار در زمان بحران مطرح شده است، اما تاکنون این اقدامات بهصورت منسجم و ملی پیش نرفتهاند. در سال ۱۳۹۸، کمیتهای با مشارکت نهادهای مرتبط برای پیوستن رسمی ایران به شبکه «سپر آبی» شکل گرفت. سپر آبی، سازمانی بینالمللی است که مأموریت دارد از آثار فرهنگی در زمان جنگ و بحران محافظت کند. نماد این سازمان-یک سپر آبی و سفید-برای علامتگذاری اماکن فرهنگی طراحی شده و مشابه صلیب سرخ، قرار است در میدان نبرد علامت هشدار باشد.
هرچند نصب این نماد در ایران تنها به چند نقطه محدود شده، از جمله پشتبام موزه ملی، اما اصل موضوع فراتر از یک علامت است. برای حفاظت واقعی، نیاز به اقدامات زیرساختی داریم: دیجیتالسازی آثار مهم، تعیین فهرست بناهای آسیبپذیر، آموزش نیروهای محلی، تدوین برنامه تخلیه اضطراری موزهها، و فراهمکردن پشتیبانهای اطلاعاتی در خارج از محدوده خطر. بدون این پیشبینیها، حتی بهترین قوانین هم فقط روی کاغذ میمانند.
از سوی دیگر، در برابر این تهدید، جامعه مدنی نیز باید بهعنوان یک بازوی مؤثر دیده شود. رسانهها، هنرمندان، باستانشناسان، فعالان محلی، دانشگاهیان و حتی معلمان، نقش مهمی در آموزش و حساسسازی افکار عمومی نسبت به ارزش میراث دارند. وقتی مردمی بدانند که یک بنای تاریخی تنها یک سازه سنگی نیست، بلکه بخشی از هویت مشترک آنهاست، محافظت از آن را وظیفه خود میدانند. این همان چیزی است که میتواند تبدیل به یک واکنش ملی و فرهنگی در برابر هر تهدید خارجی شود.
جنگها روزی به پایان میرسند، اما اگر میراث فرهنگی نابود شده باشد، چیزی برای ترمیم هویت جمعی باقی نمیماند. صلح، فقط با قراردادهای سیاسی شکل نمیگیرد؛ بخشی از آن در خاطره جمعی، در نشانههای مشترک، در زبانها، در آیینها و در معماریهای بهجامانده از گذشته معنا مییابد. وقتی این ستونها فروریخته باشد، بازسازی ملتها تنها در قالب آجر و سیمان نیست، بلکه در بازسازی معنا و حافظه باید تعریف شود و این کاریست که بدون میراث فرهنگی ممکن نیست.
اگر جنگ حافظهها را خاموش کند، ما دیگر چیزی برای یادآوری نخواهیم داشت و اگر ما از میراثمان حفاظت نکنیم، نهتنها گذشته را، بلکه آینده را نیز به دست فراموشی سپردهایم.
جنگ؛ دشمن خاموش حافظه ملتها
جنگ تنها جان انسانها را نمیگیرد، بلکه حافظه جمعی ملتها را هم میبلعد. از هر گلولهای که شلیک میشود، گاه چیزی بیشتر از دیوار فرو میریزد: هویت فرو میپاشد. میراث فرهنگی کهنترین روایت انسان از خود، از گذشته، از تعلق، و از معناست. این میراث میتواند یک معبد سنگی در دل کوه باشد، یا یک […]
لینک کوتاه : http://hadafpress.ir/?p=10830
- نویسنده : ونوشه شکری
- ارسال توسط : محمدرضا سعیدی
- 95 بازدید
- بدون دیدگاه

