جهان امروز با سرعت فناوری پیش میرود و هنر معاصر نیز از این تحولات جا نمانده است. هوش مصنوعی (AI) و واقعیت افزوده (AR) نهتنها ابزارهای جدیدی به هنرمندان دادهاند، بلکه تعریف هنر، خلاقیت، و تعامل با مخاطب را بازنویسی کردهاند. این فناوریها، هنر را از تابلوهای ایستا به تجربههایی زنده و چندبعدی تبدیل کردهاند که ما را به تأمل در جایگاه انسان و ماشین در خلق معنا وامیدارند.
هوش مصنوعی، با الگوریتمهای یادگیری ماشین، به هنرمندان امکان داده تا آثاری خلق کنند که مرز بین خلاقیت انسانی و ماشینی را محو میکند. برای مثال، نقاشی Portrait of Edmond de Belamy، ساختهشده توسط گروه Obvious با استفاده از AI، در سال ۲۰۱۸ در حراجی کریستیز به قیمت ۴۳۲ هزار دلار فروخته شد. این اثر پرسشهایی درباره اصالت و نقش هنرمند در عصر دیجیتال مطرح کرد. آرون هرتزمن در مقالهاش (۲۰۱۸) مینویسد که هوش مصنوعی نهتنها ابزاری برای خلق است، بلکه دیدگاههای تازهای به فرآیند هنری میافزاید. از شعر و موسیقی گرفته تا نقاشی، AI بهعنوان همکار خلاق، دامنهی تخیل هنرمندان را گسترش داده است.
واقعیت افزوده نیز تجربهی هنری را متحول کرده است. این فناوری با افزودن لایههای دیجیتال به دنیای واقعی، مخاطب را به درون اثر میکشاند. در نمایشگاه Ars Electronica اتریش، هنرمندانی مانند رفائل لوزانو-همر با آثار AR، فضاهایی تعاملی خلق کردهاند که مخاطب را از تماشاگر به شرکتکننده تبدیل میکنند. الیور گراو (۲۰۰۳) تأکید دارد که AR تجربهی هنری را از مشاهدهی صرف به مشارکتی فعال بدل کرده و حتی در موزهها، آثار تاریخی را با اطلاعات دیجیتال زنده میکند. برای مثال، پروژههای AR در موزهی لوور، بازدیدکنندگان را به بازسازی دیجیتال آثار باستانی دعوت میکنند.
این آثار نشان میدهند که فناوری نهفقط ابزار، بلکه بخشی از محتوای هنر شده است. اما این تحولات چالشهایی هم دارند. لو مانوویچ (۲۰۲۰) هشدار میدهد که وابستگی بیش از حد به فناوری ممکن است هنر را از عمق احساسیاش دور کند. در ایران، دسترسی محدود به ابزارهای پیشرفته نیز میتواند شکاف دیجیتال را در هنر تقویت کند.

