رمان «خانهی گربهها» داستان یوسفمحمد، مردی کُرد است که پس از مهاجرت به سوئد، در کلاس زبان با فردی متعصب مواجه میشود که وجود کردستان را انکار میکند. این برخورد منجر به درگیری و محکومیت یوسفمحمد به کار داوطلبانه در «خانهی گربهها» میشود. در این مکان، او با گربههایی از نژادهای مختلف آشنا میشود که هر کدام نمادی از وضعیتهای انسانی هستند.
ساختار روایی و فرم اپیزودیک
رمان از بیست و چهار اپیزود مستقل تشکیل شده است که هر کدام به معرفی نژادی خاص از گربهها میپردازد. این ساختار اپیزودیک، بهظاهر پراکنده است، اما در حقیقت یک کلانساختار معنایی ایجاد میکند که در آن هر اپیزود بهعنوان یک واحد معنایی، در کنار دیگر واحدها، شبکهای از معانی را میسازد.
در این ساختار، گربهها نه تنها شخصیتهای داستانی، بلکه نشانههایی هستند که در شبکهای از روابط معنایی قرار دارند. هر گربه با ویژگیهای خاص خود، استعارهای از وضعیتهای انسانی است؛ مثلاً گربهای که در برابر بیماریها مقاوم است، میتواند نمادی از تابآوری انسانها در برابر سختیها باشد.
نشانهشناسی و کارکرد نمادین گربهها در خانهی گربهها
در رمان خانهی گربهها اثر هیوا قادر، گربهها صرفاً حیوانات خانگی یا موجوداتی پیرامونی نیستند، بلکه کارکردی نشانهای، روانشناختی و نمادین دارند که بخش عمدهای از لایههای پنهان روایت را میسازند. حضور پررنگ «زیبا»، گربهی ایرانی، بهویژه بر این بعد نمادین تأکید میکند. زیبا در مقام یک گربهی باشکوه، آرام و در عین حال رازآلود، همزمان نقش آینه و واسطه را ایفا میکند؛ آینهای برای بازتاب اضطرابها و تمنیات سرکوبشدهی شخصیتها، و واسطهای برای اتصال آنها با ناخودآگاه جمعی و تاریخی.
از منظر نشانهشناسی، گربهها در رمان به چند سطح معنایی تقسیم میشوند:
- سطح زیستی و ظاهری
گربهها موجوداتی زنده، مستقل و گاه لجباز معرفی میشوند. آنها همچون ساکنان پنهان خانه، فضایی بینابینی میان حیات انسانی و حیوانی ایجاد میکنند. این سطح، بستر اولیه برای بارگذاری معنای استعاری و روانی است. - سطح نمادین ـ فرهنگی
در فرهنگهای مختلف، گربهها همواره دوگانهای از تقدس و نفرین را حمل کردهاند: در مصر باستان تجلی ایزدبانوی باروری، در اسطورههای اروپایی همراه جادوگران، و در فرهنگ ایرانی حیوانی خانگی اما مستقل. هیوا قادر با انتخاب «گربهی ایرانی» بهعنوان شخصیت برجسته، بهنوعی یادآور این میراث دوگانه است: هم «زیبایی» و «نجابت» میراث فرهنگی، و هم «انزوا» و «آسیبپذیری» آن. زیبا به شکلی استعاری به حافظهی جمعی تبعید، گسست و تلاش برای حفظ هویت بدل میشود. - سطح روانکاوانه و ناخودآگاه
زیبا و سایر گربهها بهمنزلهی ابژههای میل، به بازتابی از «دیگری» بدل میشوند. شخصیت اصلی وقتی برای گربهها میخواند، در واقع خطاب به موجوداتی است که او را قضاوت نمیکنند و تنها شاهد خاموشِ تمنیات و اعترافات او هستند. این «گویهخوانی برای گربهها» عملکردی شبیه به گفتاردرمانی دارد: انسانی که در جستجوی معناست، با گربهها وارد دیالوگی تکساحتی میشود و از این طریق میل سرکوبشده و اضطراب تاریخی خود را به سطح میآورد. - سطح نشانهای در ساختار روایت
گربهها همچون موتیف تکرارشونده، ساختار روایت را انسجام میبخشند. هر بار که راوی از گربهها سخن میگوید، در حقیقت نقطهای از گسست یا بحران روایی را بهنحوی پوشش میدهد. این همان «راوی نامعتبر» است که از خلال گربهها حقیقت متزلزل خود را دوباره صورتبندی میکند. زیبا بهخصوص در این کارکرد نقش دارد: او مانند گرهی نشانهای است که روایت حول آن باز و بسته میشود. - زیبا بهعنوان استعارهی خانه و تبعید
زیبا نهتنها یک گربه، بلکه نماد وطنِ ازدسترفته و خانهای متلاشیشده است. همانطور که گربهی ایرانی در میان سایر گربهها «دیگریِ ممتاز» است، خانهی ازهمگسیختهی شخصیتها نیز نیازمند بازشناسی و تعلق دوباره است. زیبا با آرامش و سکوتش، فقدان و حفرهای را نمایان میکند که شخصیتها پیوسته در پی پرکردنش هستند.
به این ترتیب، گربهها در خانهی گربهها چندلایهاند: هم ابژهی میل، هم نشانهی فرهنگی، هم سازوکار روایی. اما زیبا در میان آنها همچون «نام پدر» در روانکاوی لکان عمل میکند: نقطهای دالمحور که حول آن دلالتهای دیگر سامان مییابند. او نماد امر ازدسترفته است؛ چیزی که باید پاس داشته شود، اما همواره از دسترس گریزان است.
روابط درونمتنی و بازنمایی هویت
در سطح روابط درونمتنی، رمان «خانهی گربهها» به بازنمایی هویت و وضعیتهای انسانی میپردازد. شخصیت اصلی داستان، یوسفمحمد، در مواجهه با گربهها و از خلال تعامل با آنها، به درک جدیدی از خود و جهان پیرامونش میرسد. این تعاملات، بهویژه در فضایی که گربهها بهعنوان موجوداتی مستقل و با ویژگیهای خاص خود حضور دارند، به بازسازی هویت یوسفمحمد کمک میکند.
این بازسازی هویت، در چارچوب روابط درونمتنی و از خلال تعامل با نشانهها و ساختار متن، صورت میگیرد. بهعبارتدیگر، هویت یوسفمحمد نه تنها در تعامل با دیگر شخصیتها، بلکه در تعامل با ساختار معنایی متن و نشانهها شکل میگیرد.
نتیجهگیری
رمان «خانهی گربهها» با استفاده از ساختار روایی اپیزودیک، کارکرد نشانهشناختی گربهها و روابط درونمتنی، بهطور مؤثری معنا تولید میکند. این رویکرد ساختارگرایانه نشان میدهد که چگونه فرم و ساختار متن میتوانند در کنار محتوا، به تولید معنا و بازنمایی وضعیتهای انسانی کمک کنند.
در نهایت، این تحلیل ساختارگرایانه بر اهمیت توجه به ساختار و فرم در تحلیل متون ادبی تأکید دارد و نشان میدهد که معنا نه تنها در محتوای ظاهری، بلکه در ساختار و روابط درونمتنی نیز نهفته است.
منابع :
- قادر، هیوا. خانهی گربهها. نشر نیماژ، ۱۳۹۸. (منبع اصلی متن و ارجاع به خود رمان)
- وبسایتهای معرفی و نقد کتاب:
- نقد و معرفی خانهی گربهها در سایت مد و مه
- معرفی کتاب در پایگاه کتابراه
- نقد کوتاه در مجلهی بانگ (ویژهنامه داستان کردی)
- نظریههای نشانهشناسی:
- بارت، رولان. اسطورهشناسیها. ترجمهی مرتضی کلانتریان. نشر نی، ۱۳۸۰.
- ایگلتون، تری. نظریهی ادبی. ترجمهی عباس مخبر. نشر نی، ۱۳۸۱.
- نظریههای روانکاوی (برای بخش لکان و کارکرد نمادین):
- لکان، ژاک. چهار مفهوم بنیادی روانکاوی. ترجمهی فواد روحانی. نشر نی، ۱۳۸۴.
- هومر، شان. نقد ادبی معاصر: نظریههای کلیدی. ترجمهی حسین پاینده. نشر قطره، ۱۳۸۵.
- منابع تکمیلی درباره نمادشناسی گربهها:
- Howey, M. Old Symbols and New: Cats in Myth and Literature. Routledge, 2009.
- Serpell, J. In the Company of Animals: A Study of Human-Animal Relationships. Cambridge University Press, 1996.

