• برابر با : 25 - محرم - 1448
  • برابر با : Friday - 10 July - 2026
کل اخبار 6370اخبار امروز : 19
0

آشفتگی و فروپاشی ساختارها؛ منطق اعتراض در هنرهای تصویری معاصر

  • کد خبر : 14834
  • ۱۹ تیر ۱۴۰۵ - ۱۵:۵۳
آشفتگی و فروپاشی ساختارها؛  منطق اعتراض در هنرهای تصویری معاصر

آیا  به منظور درک بینش ها و احساسات و بازتاب آنها در آفرینش های هنری باید راه حل های ساده تری را جستجو کنیم؟ اندیشمندان برای ارتباط عمیق تر با موضوعات انسانی به اصولی بنیادین تکیه می کردند تا بتوانند رویکرد جامع تری برای بیان مفاهیم خود  پیدا کنند وهنرمندان نیزساختار معنایی اثر خود را، […]

آیا  به منظور درک بینش ها و احساسات و بازتاب آنها در آفرینش های هنری باید راه حل های ساده تری را جستجو کنیم؟ اندیشمندان برای ارتباط عمیق تر با موضوعات انسانی به اصولی بنیادین تکیه می کردند تا بتوانند رویکرد جامع تری برای بیان مفاهیم خود  پیدا کنند وهنرمندان نیزساختار معنایی اثر خود را، باز نمایی واقعیت ها می دانستند و صرفا به اثری زیبایی شناسانه ا کتفا می کردند  از این رو ، درک ساختارها و روابط فیما بین اجزا یک معنا و اندیشه، توان و امکان بازنمایی بعضی از چالش های اندیشه بشری را در خود داشت اما،  مفاهیمی که دارای ویژگی های ذهنی و ساختارهای درونی پیچیده تری هستند و نیازمند کشف اجزای لایه های پنهان و روابط درونی  آن است چگونه بار معنایی آنها بر مخاطب گشوده می شوند؟ واز دید گاه مفهومی چگونه سنجیده خواهند شد؟ سوالاتی که همیشه مطرح بوده است به نظر می رسد  راه حل های دقیق و  مشخصی برای توضیح آن وجود  ندارد.

 باز تاب روانشناسی مدرن ومسئولیت فردی در هنر

وقایع دوران مدرن باعث تبدیل شدن   انسان به  سوژه ای انتخاب گر بود این مسئولیت پذیری از جانب وی، منجر به اضطراب،  نگرانی و تنهایی حاصل ازآن شد. معناها و مفاهیمی که برای  انسان مشخص و بنیادی بودند  به مفاهیم جدیدی گره خوردند که محور آن انسان و روبرو شدن وی با تمامی چالش های پیش رو بود. حضور وی د راین دنیای جدید را می توان در آثار نیچه جستجو کرد انسان، با دوری از مطلق گرایی و اندیشه های اعتقادی گذشته، خود را موجودی بی خدا  و بی پناه در عالم  هستی دید و مرگ خدا را نیز به دست انسان می دانست تا جایی که  انسان د رپوچی گرفتار می شود که جز تلاش برای ساختن الگوها و بینش های جدیدی از عقل و حکمت و فرزانگی نمی داند، رسیدن به این اتوپیای  درونی و انسانی،  جز راهی پر پیچ خم  با ایجاد نحله های جدید نیست و یا  با کمک از ارزش هایی که در هنر است تا بتواند به تفسیر و ضعیت  و ترمیم موجودیت خود  بپر دازد.

زمانی که اند یشه های فرد گرایانه  بر تفکر انسانی مسلط شدند و هویت فردی توانست بر جزم گرایی های اعتقادی استیلا یابد روانشناسی مدرن بر فرد و مهمتر از آن بر بخشی  از وجود وی که  غیر قابل دسترس و نهفته بود توجه کرد بخش ناهوشیار روان انسان .

فروید به سه سطح روانی هوشیار، نیمه هوشیار و ناهوشیار معتقد بود.  د ر گذشته مهم ترین بخش هر انسانی، ویژگی عقل گرای وی که به هوشیاری و آگاهی و خود آ گاهی  وی منطبق بود اماد ردنیای مدرن بخش ناهوشیار روان انسان اهمیت یافت که دارای ذخایری از تجربیات، انتظارات  و آمال و امیال سرکوب شده ای بودند  که دستیابی به آن دشوار و سازو کار شنا خت آن آسان نبود و این بخش  از نگاه فلاسفه جدید به وضعیت انسان است که با عقل گرایی مطلق قابل تبیین نیست و جزیی از و جود انسان است  که باهنر در ارتباط است. بیان نیات و خواسته های انسانی در قالب زیبایی شناسی و نوعی برون فکنی احساسی از امیال ترس ها و انتظارات انسان  است.از نظر فروید به آن بخش از ذهن مرتبط است که باسوپر ایگو قابل بیان است. والایشی درونی  که  آفرینش و عملی خلاقانه را رقم می زند.

بر اساس نظریات فروید، انسان دارای دو غریزه زندگی و مرگ است غریزه زند گی نیرویی برای حفظ بقا وادامه زند گی است و غریزه مرگ با خود تخریبی،  آشفتگی و جنگ هم راستاست و اندیشه های تاثیر گذار در روان ما،  محصول نتایجی است که از رخداد های زمانه دریافت می کنیم که بخشی از آن که  با غریزه مرگ هم راستا است  نمود فروپاشی درونی،  سرخوردگی،  ناکامی و استیصال، که  انعکاس آن درآثار هنر ی مباحثی  هستند که از دید گاه فروید با مکانیسم دفاعی و ازنظر آدلر گرایش های محافظی را شکل می دهند تا بتوانند در مقابل تعارضات بیرونی و درونی ایجاد شده، از خود محا فظت نمایند و امکان  اضطراب ناشی  از این فروپاشی را کاهش دهند

فروید  از مکانیسم های عمل زدایی و انکار نام می برد. مکانیسم هایی که به دلیل فشارهای ایجادشده، انکار و خنثی کردن عمل را راهی برای ابراز تنش ها و ناکامی ها می داند  اشکال و فرم هایی  که د ر روان هنرمند به ارزش هایی تبدیل می شوند که گویای سازگاری و شیوه های دفاعی او است  بیانی انتقادی که با   آفرینش های هنری آن را به ثمر می رساند.

یونگ به الگو های روانی مشترکی در بین انسان ها معتقد بود کهن الگوهایی که د رناخود آگاه جمعی انسان ها و جود دارد و می تواند منشا  ارتباط  بین آنها در سطح عمیق تری باشد و د رهنر با ایجاد معناها، نشانه ها وعلائم تصویری که  می توان آن را محصولی از نا خود آگاه جمعی دانست  به بیان رویدادها و بحران ها و تناقضات پرداخته  در سطحی گسترده تر  بر الگو های دوره ای از هنرمندان تاثیر گذاشته و در آثارشان منعکس می شود. در دوره ای از بحران جمعی، هنرمند، تالمات را با نوعی زیبایی شناسی مفهومی  در اشکالی ازواریختگی فرمی و عدم انسجام تصویری منعکس می کند  جایی که تاثیر روان جمعی بر ویژگی های بصری و ساختار زیبایی شناسی و بیان احساسی هنرمند به مفهومی نزدیک می شود که می توان آن را آشفتگی نامید که به صورت تلویحی به بیان انبوهی از نقایص جامعه انسانی اشاره دارد که نه صرفا بی نظمی بلکه نظمی از آشکارگی تنش ها و فرو پاشی انسجام درونی و روانی انسان است. کیفیتی بیانی و تصویری  که نمی توان سبکی خاص نامید بلکه،  دگرگونی عناصر و ساختارهای بصری است که به توضیح هیجانات شدیدوپیچیدگی های  تجربه های فردی و جمعی  می پردازد.

با اوج مدرنیته بحرانی به نام نهیلیسم بوجود آمد نهیلیسم را نمی توان فاقد معنا دانست یا پوچی مطلق، بلکه در اندیشه  مدرن به نوعی بی معنایی می رسیم که خود واجد معناست  آنچه بنظر می رسد اصول اخلاقی و معرفتی مشخص و تعیین شده ای ندارد  همانطور که در هنر نیز نمی توان معنای دقیق و نهایی بدست آورد بلکه  کشف هرگونه معنایی  در اثر، آشکار سازی و برون ریزی مفاهیمی پیچیده ای است که بیان صریحی برای آن نمی توان قائل شد نیرو های گریزان و سیالی هستند  که فضای اثر را دربر می گیرد و با انتظارات و توقعاتی که بر آورده نشده اند و چالش هایی که با آن روبر و بوده ایم می تواند با حجمی از فرم و اشکال به شکلی آشفته در اثر ظاهر شوند  و نهیلیسم به نوعی می تواند با هنر آشفته و مضامینی که ناآرامی،  بی معنایی وچالش های روانی و گسیختگی که در هویت انسانی دنیای امروز  است  سنجیده شود.

 

هنر آشفته بیان لحظه های درونی شده هنرمند  که با اعتراض و تشویش و هیجانات  همراه است  جز جدایی ناپذیربیان هنری که گاهی نه اعتراضی ملموس،  بلکه نوعی برون ریزی بحران ها و شکست حل تفاهمات و نابودی معناها می تواند بخشی از موضوع وبیان هنری  باشد که با کمک از ویژگی های تصویری آشفتگی،  دریک هویت بصری خاص با نشانه هایی برای  بیان احساس  شکل می یابد.  تغییر در فرم و رد زیبایی  شناسی معمول  نوعی از آشفتگی راهویدا می سازد که می تواند حامل معنا ها و آشکارگی تعارضات و برون ریزی ناخودآگاه فردی و جمعی باشد.

استعاره و نماد ابزار بیان لایه های پنهان هنرهای آشفته                                              

نمادها و استعاره های تصویری نقش مهمی در بیان آثار هنری دارند تناسبات  وعناصر ساختار بصری   با وجود آنها خلاقانه و باورپذیر تر می شوند وبرای بیان هویتی از انسان امروز، این معناپردازی درفرم تصاویر غیر واقع گرایانه رنگ های هیجانی و بیان گراو ایجاد ابهام به منظور ارائه پیامی بصری از بحران و فروپاشی ارزش های  انسانی شکل می یابد وهر گونه استعاره تصویری کج ومعوج شده از بدن های انسانی تا اشیا و خطوط غیر منضبط و گهنگی و نقص،  سکوت و فراخی و پهنگی رها شده، هویت ساز هستند روایت نقص هایی که از محیط، جوامع کوچک انسانی خانواده و تا عرصه های بزرگ اجتماعی را در برمی گیرند و از منظر روانکاوانی همچون فروید، نمادها می توانند حامل پیام هایی از ناخودآگاه انسانی باشند و پیام های ضمنی و درونی آن محتوای اثر هنری را می سازند

آشفتگی در اثر هنری نوعی ویژگی فرمی و احساسی است و کلیت تصویر این مفهوم رامی رساند که این واریختگی تصویری  کنشی انتقادی دارد وبرخلاف هنر واقع گرا، می تواند دنیای پیچیده و ظرفیت های متناقض دنیای معاصر را نمایش دهد و در هنرها ایسم هایی  برای آشکارسازی بحران های معنایی وتناقضات درونی جامعه و انسان بوجودآمدند که به شکل تروما و تجربه های درد ناک در درون هنرمندشکل می گیرند نحوه بیرونی کردن آن در رنگ ها در فرم ها و در کلمات متجلی هستند روحی آزرده از سهمگینی موضوعات، بخشی از آن مکانیسم های دفاعی  که می تواند در هنر با هجوم فرم،  سیلان رنگ،  اعوجاج طرح و موضوع شکل یابد.

هنر با ساختار و عناصر بصری  که مضمون آشفتگی را حمل می کند  زبان گویای پیچید گی و تناقضات و  اعتراض است  از آن روست که جامعه ای که باید  دارای ثبات و هماهنگی باشد بنظر می رسد که آن را از دست داده است و به دنبال معنا و آرمان می گردداما درنقطه ای کور و مبهم ایستاده است.

تجربیات هنری که انعکاس تروماهای اجتماعی و فردی هستند در گسست،  شرحه شدن،  نقض هویت های یکپارچه وحس هایی اغراق گونه وغلیظ آشکار می شوند مضامینی که به دلیل عدم قابلیت بیان مستقیم در اثر هنری به صورت اشکال،  فرم ها وتصاویر باز تولید می شوند آثاری که در دوران  جنگ های  جهانی بوجود آمدندانعکاس بحران ها و آشفتگی هایی بود که انسان با آن روبرو شد بیان اکسپرسیونیستی و درون گرایانه تجربیاتی که در آثار هنری منعکس شدند و روایت تصویری از دوران وزمانه خود بودند.

 هنر آشفته و کنشی انتقادی در بی نظمی دنیای معاصر

تلاش برای  رسیدن به یک تفاهم آگاهانه در بین ما انسان ها بی نیاز ازکنش های انتقادی نیست جریان های فکری متعدد جنسیتی و نژادی و قومی معمولا دارای تجربیاتی دوگانه وغیر هم راستا در جامعه هستند تعارض منافعی که زمینه ساز واکنش های اعتراضی است و در مواردی به تفاهمی فعال و سازنده نمی رسند.

ازدیدگاه میشل فوکوبه طور ضمنی هنرها آشکار کننده قدرت حاکم در نظم های اجتماعی و روابط میان انسان ها و کلیه سازو کارهایی است که در پیوند با انسان ها و قدرت شکل گرفته اند  در هنر مدرن و پسامدرن این شیوه از نگرش انتقادی می تواند به شکل هنرهایی دیده شود   که گویای آشفتگی های درونی و روشی انتقادی از ساختار های مسلط  بر جامعه است .  قدرت هنر در بیان و آشکارگی قدرت های مسلط با کمک از فرم های بصری و آفرینش های خلاقانه در فرم و شکل و معنا است

بر اساس اندیشه هگل، اندیشه ها و اید ه ها شکل دهنده جامعه بشری هستند  و ساختارهای اقتصادی،  سیاسی وفرهنگی، مسیری  رو به سوی تکامل دارند هنرهای برخواسته از تروماها و آشفتگی ها مارابه یک بیماری آگاه می کنند وتوقعات، انتظارات و اعتراض های مارا با اشکال و فرم ها هویت می بخشند فرآیند دیالکتیک هگل یادآوری می کند که تضادها و تناقض ها می توانند مارا دریک کشمکش درونی قرار دهند و برای ایجاد پایداری به سوی شدن حرکت کنند فر آیندی که بنظر می رسد عوامل بسیاری وجود دارد تا این چرخه را از دور باطل و حرکت درمیان تناقض ها به سوی ثبات بکشاند با آنکه هنر مسئولیت اجرایی از بین بردن مشکلات و کمبود ها را ندارد اما با آفرینش های هنری تاثیر غیر مستقیم آن را می توان درک کرد و هنر آشفته در این چرخه اعتراضی، تا ترمیم معناها وایجاد آزادی ها پیش می رود تا امکان ایجاد و فهم چشم انداز های جدید را شکل دهد وبا به چالش کشیدن نظم های تثبیت شده، امکان ایجاد افق های تازه ای ازگفتمان های معنا بخش  را  فراهم آورد.

لینک کوتاه : https://hadafpress.ir/?p=14834
  • نویسنده : اکرم هادی
  • ارسال توسط :
  • 25 بازدید
  • دیدگاه‌ها برای آشفتگی و فروپاشی ساختارها؛ منطق اعتراض در هنرهای تصویری معاصر بسته هستند

برچسب ها

ثبت دیدگاه

مجموع دیدگاهها : 0در انتظار بررسی : 0انتشار یافته : 0

دیدگاهها بسته است.

برچسب‌ها