ریزوم در پروژهی رؤیا رمضانی، تنها عنوان یک مجموعه نقاشی نیست؛ بلکه میتواند بهعنوان استعارهای از مسیری تازه در زندگی و تجربهی هنرمند خوانده شود. رمضانی، که پیشینهاش در دندانپزشکی است، به دلایلی در مقطعی از زندگی به نقاشی روی آورده؛ گویی بخشی از وجود او در جستوجوی مسیری دیگر برای رشد، تجربه و بیان بوده است. از این منظر، خودِ این تغییر مسیر، کیفیتی ریزوماتیک دارد: حرکتی غیرخطی، چندجهتی و بدون نقشهای از پیش تعیینشده.
ریزوم، ساختاری زیستپایه است که در جهات پراکنده منشعب میشود؛ رشد میکند، تغییر مسیر میدهد، قلمروهای تازه میسازد و در عین حال میتواند از قلمروهای پیشین خود عبور کند. رشدی افقی و همراه با مکاشفه که در آن فرم، لحظهبهلحظه شکل میگیرد؛ گویی حرکت بر لبهی نظم و آشوب است. در تفکر ریزوماتیک نیز یک مرکز یا مسیر واحد وجود ندارد؛ هر نقطه میتواند آغاز راهی تازه باشد. این حرکت، بیشتر به «شدن» میاندیشد تا «بودن».
از سوی دیگر، عنوان ریزوم در این پروژه وجهی روانکاوانه پیدا میکند. نقاشی میتواند برای رمضانی همچون فضایی دیگر برای مواجهه با خود، با ذهن و با لایههایی باشد که در مسیر حرفهای و روزمره، مجال ظهور پیدا نکردهاند. شاید بتوان این تغییر مسیر را نوعی قلمروزدایی از خود دانست؛ خروج از یک ساختار آشنا و ورود به قلمرویی که هنوز قواعد آن در حال شکلگیری است.
اما این حرکت به معنای دسترسی مستقیم و بیواسطه به ناخودآگاه نیست. تصور اینکه رؤیای آدمی بتواند بدون عبور از ذهن هشیار هنرمند، مستقیماً از سرچشمهی ذهن ناهشیار بر پردهی نقاشی منتقل شود، در عمل ممکن نیست؛ مداخلهی هنرمند، حتی اگر بسیار اندک باشد، اجتنابناپذیر است. آنچه در نقاشی شکل میگیرد، بنابراین نه بازتاب خالص ناخودآگاه، بلکه حاصل رفتوآمد میان آگاهی و ناآگاهی، تجربه و تخیل، کنترل و رهاشدگی است.
در اینجا، نقاشیهای رؤیا رمضانی را میتوان در همین فضای میانی دید؛ جایی که ذهن، خاطره، تجربه و امر نادیده در هم تنیده میشوند و فرم، در جریان همین مواجهه پدیدار میشود.
ریزوم، در نهایت، روایتِ ریشه داشتن نیست؛ روایتِ ریشه دواندن در جهتی تازه است. روایتِ کسی که شاید نخواسته در همان مسیر قبلی بماند و تصمیم گرفته است خود را از جایی دیگر، به شکلی دیگر، دوباره آغاز کند.
نمایش آثار رؤیا رمضانی در گالری والی تا ۲۳ مهر ادامه دارد.

