• برابر با : 17 - ربيع ثاني - 1448
  • برابر با : Tuesday - 29 September - 2026
کل اخبار 7239اخبار امروز : 14
♥1

رمبراندِ فراموش‌شده، پس از مرمت، راهی حراج می‌شود

  • کد خبر : 17538
  • ۰۴ مهر ۱۴۰۵ - ۱۱:۱۷
رمبراندِ فراموش‌شده، پس از مرمت، راهی حراج می‌شود

این تابلو تنها در اواخر دهه ۲۰۱۰ دوباره شناسایی شد. به گزارش هدف پرس به نقل از آرت نت؛ یک تابلوی نقاشی فراموش‌شده از رمبراند، داستانی آشنا و همیشگی از سال‌های تکوین نبوغ این استاد نامدار را روایت می‌کند: بازگشت به خانه و اثبات شایستگی به خانواده. در سال ۱۶۲۰ میلادی، رمبراند تصمیم گرفت تحصیلات […]

این تابلو تنها در اواخر دهه ۲۰۱۰ دوباره شناسایی شد.

به گزارش هدف پرس به نقل از آرت نت؛ یک تابلوی نقاشی فراموش‌شده از رمبراند، داستانی آشنا و همیشگی از سال‌های تکوین نبوغ این استاد نامدار را روایت می‌کند: بازگشت به خانه و اثبات شایستگی به خانواده. در سال ۱۶۲۰ میلادی، رمبراند تصمیم گرفت تحصیلات دانشگاهی را رها کند؛ انتخابی مخاطره‌آمیز که امیدهای خانواده‌اش برای داشتن حرفه‌ای مرسوم و باثبات را نقش بر آب ساخت. او در سال‌های پس از آن هزینه‌های کارآموزی و یادگیری هنر نقاشی را بر دوش خانواده گذاشت. اما سرانجام در سال ۱۶۲۷، این هنرمند ۲۰ ساله پس از اقامتی در آمستردام به زادگاهش «لیدن» بازگشت و با خلق اثری سرشار از همدلی با عنوان «بگذارید کودکان نزد من آیند» (با مضمون پذیرش و دعای خیر حضرت مسیح برای کودکان)، نشان داد که سرمایه‌گذاری و اعتماد خانواده‌اش بیهوده نبوده است.

این اثر دوران جوانی که تا سال‌های پایانی دهه ۲۰۱۰ میلادی ناشناخته مانده بود، قرار است در اول ژوئیه در حراج تخصصی «استادان کهن» مؤسسه ساتبیز در لندن عرضه شود و کارشناسان پیش‌بینی می‌کنند با قیمتی میان ۸ تا ۱۲ میلیون پوند چوب حراج بخورد.

چرا این تابلو قرن‌ها ناشناخته ماند؟

روکش‌ها و لایه‌های رنگی که در دوره‌های بعد روی تابلو کشیده شد و همچنین نبود ثبت دقیق در سوابق مالکیت، دلیل اصلی تاریخچه مبهم و گمنامی این اثر با عنوان «بگذارید کودکان نزد من آیند» (۱۶۲۷) بوده است. این تابلو در عین حال اثری بسیار ویژه و غیرمعمول در کارنامه رمبراند به شمار می‌رود. برای نمونه، در این اثر برخلاف بسیاری از آثار بعدی او، از تضادهای شدید و بازی‌های نوری شاخص وی (سایه‌روشن‌های تند) خبری نیست؛ همچنین ابعاد، گستردگی و پیچیدگی ترکیب‌بندی آن چنان بوده که نمی‌توانسته به راحتی به تکنیک‌های چاپ دستی و حکاکی روی فلز تبدیل شود؛ مسیری که بسیاری از صحنه‌های مذهبی و تاریخی اولیه او طی کرده بودند.

نخستین مالک این اثر، کلکسیونر ثروتمند آمستردامی به نام «فلوریس سوپ» بود؛ همان شخصیتی که رمبراند بعدها پرتره‌ای مستقل نیز از او نقاشی کرد. پسر سوپ در سال ۱۶۶۳ این تابلو را به فروش رساند. پس از آن، طی سه قرن متمادی، ردپای چندانی از این اثر در اسناد و مدارک تاریخی باقی نماند تا آنکه در میانه قرن بیستم، نقاشی مجدداً در مجموعه‌ای خصوصی در برلین غربی ظاهر شد. مالک کنونی تابلو، آن را در سال ۲۰۱۴ در یک حراجی در شهر کلن آلمان به قیمت ۱.۵ میلیون یورو خریداری کرد؛ جایی که اثر به‌طور کلی و با احتیاط، با عنوان «متعلق به مکتب هلندی، میانه قرن هفدهم» معرفی شده بود.

سرنخ‌های شناسایی و حضور کم‌نظیر خانواده

آنچه در بازبینی‌های اخیر توجه پژوهشگران و متخصصان آثار رمبراند را به خود جلب کرد، چهره جوانی بود که در انتهای جمعیت ایستاده و به جای نگاه‌کردن به مرکز رویداد و حضرت عیسی (ع)، مستقیماً و با نگاهی خیره به مخاطب و بیرون از قاب می‌نگرد. «کریستوفر براون»، پژوهشگر و متخصص برجسته هنر هلند، در این زمینه معتقد است: «این خودنگاره، سرنخ قطعی برای اصالت‌سنجی تابلو بود.» این چهره دقیقاً با سایر حکاکی‌ها و خودنگاره‌های ثبت‌شده از چهره رمبراند در همان سال‌ها انطباق داشت.

با این کشف محوری، هویت دیگر اعضای خانواده رمبراند نیز در ترکیب‌بندی پرجمعیت اثر شناسایی شدند: مردی که در سایه‌های پس‌زمینه تصویر ایستاده، پدر نقاش است؛ زن سالخورده با پوشش سر آبی مایل به خاکستری، مادر اوست؛ زن سرخ‌گونه‌ای که کنار او قرار دارد احتمالاً خواهرخوانده یتیمش است؛ و دو چهره‌ای که در زیر تصویر رمبراند جوان کشیده شده‌اند، پدرخوانده و مادرخوانده‌اش هستند.

اگرچه رمبراند در طول دوران کاری خود همواره برای خلق فضایی زنده و ایجاد صمیمیتی ملموس از مدل‌های واقعی و زنده بهره می‌برد، اما در هیچ اثر دیگری از این هنرمند، چنین حضور گسترده و جامعی از اعضای خانواده خودش در یک قاب تصویر ثبت نشده است. این رویکرد به گونه‌ای است که گویی این هنرمند جوان، در روزهای بازگشت به خانه، با خلق این پرتره‌های خانوادگی در متنی تاریخی به والدینش می‌گوید: «ببینید، این شمایید؛ هنرمندیِ من را باور کنید.»

تابلویی که نیمه‌تمام رها شد

شواهد تاریخی و کارشناسی نشان می‌دهد رمبراند هرگز این اثر را به‌طور کامل به پایان نرسانده است؛ چهره‌های نیمه‌پرداخته و طرح‌گونه حواریون در سمت راست تصویر به‌روشنی این موضوع را اثبات می‌کند. این تابلو در واقع تنها اثر شناخته‌شده از رمبراند است که در حدود سه‌چهارمِ مسیر خلق، رها شده است. بین ۵ تا ۲۰ سال پس از آن، نقاش دیگری اقدام به تکمیل این اثر کرد، بخش‌های پیش‌زمینه را افزود و برخی جزئیات را دستخوش تغییر نمود. پروژه مرمت گسترده و علمی که در دهه اخیر انجام گرفت، سرانجام توانست این لایه‌های الحاقی و غیرمتعلق را کنار بزند و دست‌خط و قلم‌موهای اصیل استاد هلندی را بازیابی کند.

یکی از این تغییرات ناهمگون که در مرمت اصلاح شد، دستکاری در ماهیت شخصیت‌پردازی اثر بود. مرد ریش‌بلندی که در مرکز تصویر دیده می‌شود، در طرح اصلی رمبراند عمامه‌ای بر سر داشت که اشاره به شخصیتی از سرزمین‌های شرقی و جهان خارج از اروپای غربی داشت؛ اما نقاش بعدی آن پوشش را حذف کرده و با کلاهی محلی و بومی هلندی جایگزین ساخته بود تا پیام اثر را تغییر دهد.

زمینه تاریخی و خوانش اجتماعی اثر

«اندرو گراهام-دیکسون»، مورخ برجسته تاریخ هنر، معتقد است اگر تمامی چهره‌ها و گروه‌های مختلف حاضر در این ترکیب‌بندی را در کنار یکدیگر ارزیابی کنیم، آن‌ها طیفی گسترده، متکثر و چندوجهی از اقشار انسانی با پیشینه‌ها و باورهای گوناگون را نمایندگی می‌کنند. در آن دوران تاریخی، سرزمین هلند با تنش‌ها و مناقشات فرقه‌ای و فکری جدی میان نحله‌های سخت‌گیر و ارتدوکس از یک‌سو، و گروه‌های خواهان مدارا و تساهل اجتماعی از سوی دیگر روبه‌رو بود. همزمان، جنگ‌های فرسایشی سی‌ساله در کشورهای همسایه جریان داشت و موجی از مهاجران و پناهندگان اجتماعی به سوی هلند سرازیر شده بودند. شهر «لیدن» نیز به‌عنوان یکی از کانون‌های اصلی صنعت پارچه و تجارت، در مرکز این تبادلات و پذیرش مهاجران قرار داشت.

در چنین فضای تاریخی و پرتلاطمی، رمبراند با تصویر کردن جمعیتی متکثر، فرودست و نیازمند که از درگاهی باریک عبور می‌کنند و با آرامش و روی گشاده نزد حضرت مسیح پذیرفته می‌شوند، به‌روشنی در جبهه مدارا، انسانیت و همزیستی مسالمت‌آمیز اجتماعی ایستاده است. انتخاب آگاهانه موضوع «توجه و دعای خیر برای کودکان» نیز در این میان اهمیت بسزایی دارد؛ در دوره‌ای که مرگ‌ومیر کودکان در اثر بیماری‌ها بسیار بالا بود و در پاره‌ای دیدگاه‌های متصلب زمانه، جایگاه و سرنوشت آن‌ها با بدبینی و جبرگرایی نگریسته می‌شد، چنین نگاه ستایش‌آمیزی در هنر چندان متداول نبود.

گراهام-دیکسون در این زمینه یادآور می‌شود: «موضع رمبراند در این شاهکار بسیار شفاف است؛ این کودکان در پناه لطف و محبت قرار دارند و به سوی او می‌روند. این تابلو بیش از هر چیز، رمبراند را هنرمندی متعهد به اخلاق، همدلی عمیق انسانی و مروج کرامت انسان در بطن جامعه نشان می‌دهد».

 

 

لینک کوتاه : https://hadafpress.ir/?p=17538
  • ارسال توسط :
  • 31 بازدید
  • دیدگاه‌ها برای رمبراندِ فراموش‌شده، پس از مرمت، راهی حراج می‌شود بسته هستند

برچسب ها

ثبت دیدگاه

مجموع دیدگاهها : 0در انتظار بررسی : 0انتشار یافته : 0

دیدگاهها بسته است.

برچسب‌ها