بخشهایی از قلعه تاریخی قمیشلو با قدمتی بالغ بر 150 سال، در شهرستان تیرانوکرون اصفهان، پس از یکربع قرن از ثبت آن در فهرست آثار ملی کشور، سرانجام وارد فاز مرمت شده است. مدیرکل میراثفرهنگی، گردشگری و صنایعدستی استان اصفهان از این خبر داد و آن را نتیجه همکاری تازهای میان نهاد متولی و یک تشکل مردمنهاد محلی دانست.
به گفته امیرکرمزاده، اینبار پای مردم هم به میدان مرمت باز شده است: عملیات جاری با همراهی انجمن دوستداران میراثفرهنگی شهرستان تیرانوکرون پیش میرود، تشکلی که در سالهای اخیر نقش پررنگتری در پیگیری وضعیت آثار تاریخی نقاط کمبرخوردار استان ایفا کرده است. او حفظ اصالت معماری و تداوم بیوقفه اقدامات مرمتی را دو شرط اصلی برای نجات چنین بناهایی از فرسایش زمان برشمرد.
قلعه قمیشلو تنها یک بنای منفرد نیست، بلکه مجموعهای در دل پارک ملی هشتادوششهزار هکتاری قمیشلو است که در گسترهای نزدیک به نههزار مترمربع، حصار، برجهای دیدبانی، حیاطهای اندرونی و بیرونی، اصطبل، انبار غله و حمام را در کنار هم جای داده است. همین گستردگی و تنوع کارکردی، به گفته کارشناسان، مرمت آن را به کاری پیچیده و چندلایه تبدیل کرده که نمیتوان با نگاهی مستقل به بخشهای مختلفش، آن را بهدرستی پیش برد.
ریشه این بنا به دوران ناصری بازمیگردد؛ نزدیک به یکونیم قرن پیش، ظلالسلطان، پسر ارشد ناصرالدینشاه و حاکم وقت اصفهان و چند استان مرکزی دیگر، این قلعه را بهعنوان اقامتگاه فصلی و پایگاه شکار خود در منطقهای خوشآبوهوا بنا نهاد. سال ۱۳۸۰ نام این اثر با شماره ۵۴۳۷ در فهرست میراث ملی ایران ثبت شد، اما همین ثبت رسمی، برخلاف انتظار، نتوانست مسیر حفاظت از بنا را هموار کند.
بخشی از این تأخیر طولانی، ریشه در یک کشمکش اداری داشته است. زمین قلعه از دههها پیش در اختیار سازمان حفاظت محیطزیست بوده و بهعنوان پاسگاه محیطبانی مرکزی منطقه مورد استفاده قرار میگرفته؛ اما در شهریور ۱۳۹۹ سند بخشی از همین اراضی، بدون هماهنگی کامل با محیطزیست، به نام ادارهکل میراثفرهنگی اصفهان صادر شد. نتیجه این همپوشانی مالکیتی، سالها بلاتکلیفی درباره مرجع مسئول نگهداری و بیتوجهی به وضعیت رو به وخامت سازه بود؛ روندی که با آسیبهای ناشی از بارشهای شدید سالهای اخیر تشدید هم شد.
سرنوشت قلعه قمیشلو نمونهای گویا از یک الگوی تکرارشونده در میراثفرهنگی ایران است: ثبت ملی یک اثر، بهتنهایی تضمینی برای بقای آن نیست. تجربه نشان میدهد وقتی مالکیت یا مسئولیت حفاظت از یک بنا میان دو یا چند دستگاه دولتی تقسیم یا مورد اختلاف باشد، اثر تاریخی اغلب در خلأ تصمیمگیری میاندستگاهی رها میشود؛ الگویی که در موارد مشابه دیگر در کشور، از بافتهای شهری تا محوطههای باستانی، بارها تکرار شده است.
نکته دوم، ورود انجمنهای مردمنهاد به چرخه مرمت است. در شرایطی که منابع مالی دولتی برای پوشش هزاران اثر ثبتشده کشور محدود است، مشارکت تشکلهای محلی میتواند نقش تسریعکننده و نظارتی مهمی ایفا کند؛ هرچند این مشارکت نمیتواند جایگزین تعیین تکلیف حقوقی و اسنادی روشن برای بناهایی باشد که هنوز مرز مسئولیت نهادهای متولی درباره آنها مبهم است.
سرانجام، ماهیت پیچیده و چندکارکردی مجموعهای مانند قمیشلو – که ترکیبی از عناصر دفاعی، اقامتی و معیشتی است – این پرسش را پیش میکشد که آیا مرمت مرحلهبهمرحله و بخشی، بدون یک سند جامع حفاظتی برای کل مجموعه، میتواند در بلندمدت اصالت معماری اثر را حفظ کند؛ یا آنکه تنها راهکار پایدار، تدوین طرحی یکپارچه با در نظر گرفتن همه اجزای بنا و منطقه پیرامونی آن است.
منابع: خبرگزاری مهر (۱۸ شهریور ۱۴۰۵ و ۵ شهریور ۱۴۰۲)؛ خبرگزاری ایمنا

