• برابر با : 19 - ربيع أول - 1448
  • برابر با : Tuesday - 1 September - 2026
کل اخبار 6860اخبار امروز : 0
1

مروری بر عناصر رئالیسم جادویی در رمان شهر موسیقیدان های سپید بختیار علی؛ طلوع متفاوت رئالیسم جادویی

  • کد خبر : 16567
  • ۰۹ شهریور ۱۴۰۵ - ۱۰:۲۷
مروری بر عناصر رئالیسم جادویی در رمان شهر موسیقیدان های سپید  بختیار علی؛ طلوع متفاوت رئالیسم جادویی

 محمد معین شرفایی (داستان نویس) رمان شهر موسیقیدان های سپید پس از سال ها انتظار با ترجمه مریوان حلبچه ای به تازگی روانه بازار کتاب شد. رمان در سال ٢٠٠۴ نگارش شده است و در سال ٢٠١٧ این نویسنده چیره دست کُرد برای همین کتاب موفق به دریافت جایزه نلی زاکس که یکی از جوایز […]

 محمد معین شرفایی (داستان نویس)

رمان شهر موسیقیدان های سپید پس از سال ها انتظار با ترجمه مریوان حلبچه ای به تازگی روانه بازار کتاب شد. رمان در سال ٢٠٠۴ نگارش شده است و در سال ٢٠١٧ این نویسنده چیره دست کُرد برای همین کتاب موفق به دریافت جایزه نلی زاکس که یکی از جوایز معتبر کشور آلمان است شد. حالا بعد از گذشت یک دهه رمان شهر موسیقیدان های سپید به زبان فارسی منتشر شده و بار دیگر بختیار علی ثابت کرده که توانسته شکل، ساختار، سبک و سیاق خودش را همچون آثار دیگرش در بالاترین کیفیت به مخاطبان عرضه کند .

از بختیار علی پیش از این رمان های دریاس و جسد ها، آخرین انار دنیا، غروب پروانه و جمشید خان عمویم با ترجمه مریوان حلبچه ای منتشر شده است. در این رمان ها شکل جادویی همواره مورد توجه بوده و وفادار بودن به عناصر رئالیسم جادویی از ویژگی های قلم این نویسنده به شمار می آید. در این مرور با تمرکز بر رمان شهر موسیقیدان های سپید به بررسی عناصر رئالیسم جادویی و تطابق آن در جزئیات این رمان پرداخته ام.

برای تکمیل  بررسی این مرور از کتاب های مکتب رئالیسم جادویی نوشته مگی آن باروز و کتاب بومی سازی رئالیسم جادویی در ایران نوشته محمد حنیف و محسن حنیف، نشر علمی فرهنگی استفاده شده است.

در این رمان نسبت به کارهای پیشین بختیار علی شکل رئالیسم جادویی و پرداخت به عناصر بیشتر مورد توجه نویسنده قرار گرفته است. طوری که می‌توان گفت این اثر کامل ترین وجوه مکتب رئالیسم جادویی را در بر دارد و حتی دربردارنده بوطیقای نویسندگان این مکتب همچون: آلخو کارپانتیه، آستوریاس، گابریل گارسیا مارکز، تونی موریسون و گونتر گراس است. اما تفاوتی که بختیار علی با دیگر نویسندگان مکتب رئالیسم جادویی علی الخصوص در این اثر ایجاد کرده‌؛ کامل بودن در فرم و محتوای مجیک رئالیسم است،به طوری که میتوان برآیند نویسندگان نامبرده در این مکتب همراه با خلاقیت ویژه بختیار علی و قصه گو بودن بومی او را دید.

خاستگاه رئالیسم جادویی

آغاز مکتب رئالیسم جادویی را ما بین جنگ جهانی اول و دوم می‌دانند. جایی که منتقدی به نام فرانتز رو با بررسی نقاشی هایی پست اکسپرسیونیستی مانند اتودیکس، کاندولت، جورج گروش به جزئیاتی در نقاشی ها دست یافت که تا آنموقع به آن جزئیات مشترک توجهی نداشتند، جزئیاتی که در اغلب این نقاشی ها مشترک بود و تکرار آن سبب شکل گرفتن پست اکسپرسیونیسم میشد . فرانتز رو منتقد هنری اهل جمهوری وایمار، نام آن جزئیات را مجیک گذاشت. می‌شود گفت شروع مکتب رئالیسم جادویی از نقاشی های پست اکسپرسیونیستی است. حتی در عناصر بررسی رئالیسم جادویی استفاده از شکل های اکسپرسیونیستی که در ادامه گفته خواهد شد جایگاه ویژه ای دارد. شروع این مکتب در اروپا با این جریان اتفاق افتاد. اما چند هزار کیلومتر آن سو تر یعنی در آمریکای لاتین و کشور های آمریکای جنوبی نویسنده مهمی به نام آلخو کارپانتیه سنگ بنای رئالیسم جادویی را نهاد. حتی بعد ها در مصاحبه هایی عنوان کرد رئالیسم جادویی اروپا فاقد جایگاه است و هیچ ارزشی ندارد. اما با این حال کارپانتیه شروع به گسترش این مکتب کرد و نویسندگان بسیاری را تشویق به نوشتن عناصر بومی کرد. با این حال در اروپا پس از جنگ جهانی دوم نویسندگان زیادی وارد این سبک از نوشتن شدند اما در آمریکای جنوبی که قصه های بومی هم شکلی از جادو در خود داشت پیشرفت چشمگیری کرد. با این حال این ژانر در اروپا از میراث سورئالیستی و ماترک اساطیری در آمریکای لاتین بهره می‌برد. دو خاستگاه این مکتب بعد ها تفاوت هایی را هم در اسطقس این مهم ایجاد کردند.

اما به صورت کلی رئالیسم جادویی حاوی شاخصه ها و بن مایه های بسیاری است که در این مرور به مهم ترین ها اشاره خواهم کرد و به این پرسش پاسخ میدهم چرا کتاب شهر موسیقیدان های سپید اثر کاملی در مکتب رئالیسم جادویی است .

از مهم ترین فنون رئالیسم جادویی که به صورت وسیعی پیرنگ رمان شهر موسیقیدان های سپید را پوشش می‌دهد می‌توان به زبان، روایت های دو پهلو و متضاد، قصه گویی و بازنویسی تاریخ اشاره کرد. رمان درباره شخصیتی به نام جلادت کفتر است. اهل اقلیم کردستان است و استعداد عجیبی در نواختن فلوت دارد. در همان کودکی فلوتی را که از پیرمرد همسایه شان به او به شکل عجیبی به ارث رسیده به صورت زیبا و دلربایی می نوازد. در همین حیص و بیص رفیقی پیدا می‌کند که او هم علاقه بسیاری به نواختن فلوت و موسیقی دارد نام او سرهنگ قاسم است. این دو شخص با نواختن فلوت وارد وادی دیگری می‌شوند و انگار با موسیقی پرواز می‌کنند و سعی بر ورود به مدینه فاضله دارند. اما بعد از گذر از مرزها با استاد موسیقی ای به نام اسحاق زرین لب آ‌شنا می‌شوند. جلادت و سرهنگ قاسم شاگرد او می‌شوند و معنا و ابعاد جدیدی از موسیقی را نزد او فرا می‌گیرند تا اینکه یکروز به اسارت ماموران و ارتشی چی ها درمی‌آیند و شکنجه می‌شوند و بعد هر سه از هم جدا می‌شوند و ما تا پایان رمان با زندگی جلادت همراه خواهیم بود. قصه جدایی ها و قربانی ها.

زندگی جلادت، که در حال بازگو کردن آن برای یک نویسنده معروف یعنی علی شرفیار است پیش برده می‌شود. قصه همانطور که پیرامون جلادت ادامه می یابد به واقعه های مهم تاریخ کُرد ها اشاره می کند. از قیام و کودتا و سرکوب توسط صدام حسین گرفته تا عملیات انفال که بزرگترین نسل کشی تاریخ بشریت است گفته می‌شود. جلادت و قصه عجیب او در بستر این تاریخ پیش می‌رود. یکی از آن فنونی که گفته شد یعنی بازنویسی تاریخی از مهم ترین فن های این مکتب است که پیرنگ رمان بر این اساس شکل گرفته است. دومین نکته از فنون رئالیسم جادویی قصه گویی است که رمان شکل قصه در قصه به خود می‌گیرد. شروع قصه با جلادت کفتر است اما رمان از جایی شروع می‌شود که نویسنده مهمی به نام علی شرفیار تصمیم گرفته بعد از چند سال در حالیکه زندگی اش کاملا از هم پاشیده است و هیچ امیدی به زندگی ندارد به زادگاهش یعنی اقلیم کردستان سفر کند. پیش از پرواز هواپیما مرد جوانی به او بسته ای می‌سپرد تا در کردستان آن را به صاحبش برساند. بعد از رسیدن به کردستان و پیدا کردن صاحب بسته که داخل آن نت های موسیقی است با جلادت کفتر آشنا می‌شود. رمان در واقع بین علی شرفیار که نویسنده زندگی جلادت می‌شود و خود جلادت که راوی می‌شود عوض می شود. این قصه گو بودن کاملا دربطن رمان مشخص است. سومین فن از فنون رئالیسم جادویی روایت های دو پهلوی متضاد و زبان است که در ادامه به بیان آن خواهم پرداخت.

رمان شهر موسیقیدان های سپید از همان ابتدا به صورت کلی بر اساس بوطیقای پست مدرنیستی و رئالیسم جادویی شکل می‌گیرد و با بهره گیری از سبک و سیاق نویسندگان آمریکای لاتین و نویسندگان اروپا دست به ساخت شکل جدیدی از رئالیسم جادویی می‌زند که آن بومی گرایی است. همان نکته ای که کارپانتیه اساس رئالیسم جادویی را بنیان نهاد و اروپا را فاقد این جایگاه دانست. اما شکل پیشبرد این بومی گرایی کاملا به شکل ویژه و حتی سینه به سینه از نویسندگان کُرد مانند شیرزاد حسن ادامه می یابد.

از ویژگی های مهم رئالیسم جادویی که نبود هر کدام از این ویژگی اثر را از اعتبار رئالیسم جادویی خارج می‌کند این موارد هستند :

١.عقاید و باورهای شگفت انگیز ناشی از بومی گرایی : در همان ابتدا ما شکل بومی گرایی را در زندگی جلادت می‌بینیم. زندگی جلادت کاملا بر اساس باور های شگفت انگیز ادامه پیدا می‌کند که ریشه در گذشته و تاریخ کردستان دارد. موسیقی و سرمست شدن از شنیدن آن چیزی است که همواره در تاریخ کُرد مورد توجه بوده است و اساسا موسیقی جایگاه ویژه ای دارد. در بسیاری از حکایت ها و قصه های پیشینیان وابستگی و ادامه یافتن موسیقی همواره به صورت سینه به سینه به نسل امروز به ارث رسیده است.

٢.پیرنگ پیچیده و فنی : توضیح کامل دادن درباره این رمان کار مغلقی است. چون موارد مورد بررسی نویسنده از تاریخ کردستان تا شکل های سیاسی و اجتماعی مدام تغییر می یابد . این پیچیده بودن حتی از نوع شکل قصه جلادت کاملا مشخص است. مثلا جلادت پس از شکنجه توسط ماموران و ارتشی ها به شهری می‌رود که همه زنان روسپی هستند و در آنجا با زن و دکتری آشنا می‌شود که زندگی اش را دگرگون می‌کند. این شکل سفر ها که هیچ حد و مرزی ندارد اشاره به همین نکته دارد که رمان شهر موسیقیدان های سپید ،رمانی است که پیرنگ بسیار پیچیده دارد. ساخت قصه در قصه متعدد و هزار و یک شبی هم از همان ابتدا بنا شده است.

٣.تلفیق شخصیت و قهرمان : اینکه کدام یک از شخصیت های رمان قهرمان هستند واقعا معلوم نیست! آیا علی شرفیار که به عنوان نویسنده زندگی جلادت را می نویسد و سعی بر زنده نگه داشتن روایت او دارد قهرمان است؟ یا جلادت یا دکتر بابک موسی؟ این نکته در بحث شخصیت پردازی اهمیت ویژه ای می یابد. بختیار علی کوشیده است تا همه شخصیت های رمانش قهرمان باشند. قهرمانانی که هر کدام به سهم خودشان این جریان را راه می اندازند و به تکمیل بنیان قصه می‌پردازند.

۴.درهم ریختگی زمان داستان :از عناصر مهم رئالیسم جادویی زمان است، اصولا رئالیسم می‌تواند حتی به شکل های سیال ذهن یا درهم ریختگی زمان هم سوق داده شود اما این درهم ریختگی در رمان شهر موسیقیدان های سپید با اشاره نشدن به زمان وقوع روایت ها بیان می‌شود. ما زمان را بر اساس اتفاقات تاریخی حدس میزنیم و این درهم ریختگی در شخصیت ها نمود پیدا می‌کند و انگار تنها زمان جنایت است که وقت واقعی خودش را پیدا می‌کند.

۵.تنوع و درهم ریختگی عنصر روایت : رمان حاضر در عین وفادار بودن به مکتب رئالیسم جادویی، کاملا تریلر و با ضرباهنگی تند پیش می‌رود. پیچش های متفاوتی مسیر قصه را دست خوش تغییراتی می‌کند. این پیچش در عنصر روایت اشاره به همان نکته ابتدایی می‌کند؛ عنصر روایتِ ما اینجا گاه علی شرفیار است و گاه جلادت. حتی در میانه های رمان ما با مرگ مولف که یکی از ویژگی های رمان های پست مدرنیستی است روبرو می‌شویم. علی شرفیار دقیقا در سی درصد باقی مانده رمان از بازگو کردن روایت کنار می‌کشد و در پایان دوباره پیدا می شود. این دست از موارد از ویژگی های رئالیسم جادویی به حساب می آید که نویسنده آن را به طرز ماهرانه ای انجام می‌دهد. نمونه ای دیگر این شکل از درهم ریختگی عنصر روایت را می‌توان در داستان کوتاه رد خون تو روی برف اثر گابریل گارسیا مارکز جست و جو کرد. جایی که دو تازه عروس و داماد در حال سفر به کشور فرانسه برای ماه عسل هستند. انگشت دختر بریده است و خون آن بند نمی آید. در نهایت دختر در بیمارستان بستری می شود و همسرش تا هفته بعد اجازه ملاقات نمی یابد و موقعی که اجازه ملاقات به او داده می شود می‌فهمد همسرش چند روز است که فوت کرده و به خاک سپرده شده است. این پیچش های عنصر روایت، در پیرنگ شکل میگیرد و از ویژگی های مهم این مکتب است.

۶.شاعرانگی : بختیار علی شاعر شناخته شده ای در ادبیات کردی به حساب می آید. شاعر توانایی که خود را وامدار شاعر مهم و بزرگ شیرکو بی‌کس می‌داند. اما نباید این دو مورد را با هم خلط کرد. شاعرانگی از ویژگی های مهم مکتب رئالیسم جادویی است. برای مثال در همین رمان می‌خوانیم : (جوان نجیب، ای زیباترین شنونده ای که تاکنون دیده ام! من تسلیم نمی‌شدم، این چیزی بود که در خونم جریان داشت، باید میگرفتمش، باید با من او را میکشتم، یا او مرا. صفحه ٢۶٠)

یا

من آن روز می‌دانستم میمیرم، پیشاپیش ِقاتل های خودم به آرامی گام برمی‌داشتم و محو تماشای ستاره ها بودم. مرا به درخت نزدیک کردند، تک درخت بلند و ستبری بود که در دامنهٔ تپه ای روییده بود. در فاصله صد قدمی درخت، بیشه پرپشتی گسترده شده بود. از بین درخت و بیشه، کوره راهی می‌گذشت که فقط چشم های من می توانست در تاریکی اشیای ریز را ببینند. درخت من عریان بود و نشان می‌داد که تمام آن تابستان کسی به آن درخت تک و تنها نزدیک نشده بود. صفحه ٧٣۴)

این دو مثال بخشی از شاعرانگی قلم بختیار علی است. در رمان آخرین انار دنیا و رمان غروب پروانه و رمان دریاس و جسد ها این شاعرانگی محوریت اصلی این سه رمان قرار گرفته اما در این رمان تلفیق شاعرانگی با فضا سازی و آمیختگی آن با صحنه پردازی ها شکل دیگری از وجوه شاعرانگی در رئالیسم جادویی را به نمایش می‌گذارد که از تکنیک های بختیار علی است. دیگر نویسندگان مکتب رئالیسم جادویی به شکل شاعرانه ای معمولا اثر خودشان را نگارش کرده اند اما گاه ترجمه از چند زبان این شاعرانگی را تا حدودی از بین می‌برد، در این رمان این اتفاق نی افتاده است و کاملا سیاق شاعرانگی حفظ شده است.

٧.نوستالژی، فولکلور : رمان مملو از وقایع و فجایع تاریخ اقلیم کردستان است. این نوستالژی و پرداخت به فولکلور ‌شکل دیگر همان فن بازنویسی تاریخ است. در رمان شهر موسیقیدان های سپید فقط کُرد و زندگی کُرد ها را میخوانیم و غیر از آن در این کتاب وجود ندارد. به این شکل آست که بهم ریختگی زمان این جا معنا پیدا می‌کند و درک ما نسبت به مهم ترین ترین خرده روایت ها کامل می شود.

٨.ایجاد فضای چند متنی : تغییر روایان از علی شرفیار که خود در واقعه ها حضور ندارد و دربعضی قسمت های رمان سوم شخص می‌شود و زندگی جلادت را روایت می‌کند و گاه اول شخص می شود و زندگی خودش با جلادت را روایت می‌کند، این فضای چند متنی دوباره اشاره مستقیم دارد به وجوه پرداخته شده به این رمان. این وجوه مثل جنگ، تجاوز، عشق، نفرت، مرگ و… سبب شده نویسنده تا با هارمونی ای مشخص بین این موارد بالانس ایجاد کند و هر کدام از موارد را به دیگر موضوعات ربط دهد.

٩.بی طرفی نویسنده در طرح شگفتی : در این مرور ما چند مورد از شاخصه ها و فنون رئالیسم جادویی را بررسی کردیم. اما این مورد یعنی بی‌طرفی نویسنده در طرح شگفتی، اصل و بنیان رئالیسم جادویی است. اساسا قلب این مکتب را تشکیل می‌دهد و نپرداختن به آن یا لنگ زدن نویسنده در پرداخت این موارد می‌تواند به کل اثر را زیر سوال ببرد. همینقدر که اگر این مورد را لحاظ نشود یعنی هیچ!

از این جهت رمان شهر موسیقیدانان های سپید کاملا قلب این مکتب را زنده نگه می‌دارد و همچنان به طپش وامی‌دارد. در هر اثر رئالیسم جادویی اعم از صد سال تنهایی مثل دم درآوردن انسان ها، طبل حلبی از گونتر گراس که شخصیت اسکار ماتزرات سن خودش را در سه سالگی متوقف می‌کند. این دو اثر بزرگ در مکتب رئالیسم جادویی به خوبی مورد بی طرف بودن نویسنده و اصولا بی تفاوت نشان دادن به وقایع جادویی را به خوبی نشان می‌دهد. مارکز از وجود اتفاقات جادویی در صد سال تنهایی، یا در داستان کوتاه هایش که مملو از اتفاقات جادویی است شگفت زده نمی شود و کاملا آن را امری محال نمی خواند یا گونتر گراس و سایر نویسندگان این مکتب شخصیت های خودشان را کنترل شده پیش می‌برند. هیچ چیز جادویی برای نویسنده وجود ندارد. این مخاطب است که شگفت زده می شود و هر گونه لغزش نویسنده یعنی دود کردن اثرش به هوا. بختیار علی در رمان جمشید خان عمویم از به پرواز درآمدن آدمی به نام جمشید خان می‌گوید. همه چیز طبیعی است. عموزاده های جمشید خان هیچ تعجب نمی‌کنند و انگار دارند از راه رفتن او سخن به میان می آوردند. در رمان شهر موسیقیدان های سپید این نکته کاملا رعایت شده است. برای مثال اشاره به فرشته های دالیا سراج الدین که همواره جلادت از آنها سخن می‌گوید، یا سامر بابلی که تنش بوی پرتقال می‌دهد و معروف به پرتقال بابلی است و حتی پس از مرگ هم بوی پرتقال از او ساطع می شود. این نکته ها قطره هایی از این رمان هستند. و نویسنده کاملا واقف بر این موضوع رمان را شکل داده است.

١٠.ایهام: معانی دور و نزدیک این رمان با یکبار خوانش کاملا هویدا می شود. به شک و گمان انداختن خواننده یکی از شیوه های روایی بختیار علی است. او با قرار دادن این گمان در شخصیت هایش به هدف موضوع حرکت می‌کند. برای مثال معانی و ایهام هایی که بزرگترین و کوچکترین اتفاقات گذشته بر مردم کُرد را بازنمایی می‌کند. در سایر رمان های بختیار علی در کنار ویژگی های جادویی، این ایهام ها وجود دارد که اصولا چرا این وقایع جادویی رخ می‌دهد؟ مارکز در رمان عشق سال‌های وبا ویژگی شخصیتش را دچار ایهام می‌کند. گونتر گراس دلیلی واضحی برای متوقف شدن سن اسکار ماتزرات نمی آورد و همه این موارد نشان از ایهام درست و به جای وقایع جادویی رمان های بختیار علی دارد.

١١.درهم ریختگی یا مجاورت خیال و واقعیت: این نکته مانند تار و پود اثر است. کاملا نهفته در جان متن و بسته به شکل قصه گویی و محتوای آن. این مجاورت و خیال در بسیاری از قسمت های رمان مشهود است. گاه ما حتی مرگ را به مثابه زندگی می‌خوانیم و زندگی را به مانند مرگ مثل آنچه که بر سامر بابلی می‌رود. یا جمع آوری تابلو های شهر موسیقدان های سپید توسط دکتر موسا بابک و دوستانش که هیچگاه در نهایت این شهر یافت نمی‌شود.

١٢.استفاده از مبالغه واقعیت پذیر: فلوت نوازی جلادت و از خود بیخود شدن شنونده از مبالغه های گل درشت این رمان است. این مبالغه حتی در سفر جلادت، سرهنگ قاسم و استاد اسحاق زرین لب هم مشخص است. بسیاری از این اتفاقات حتی مبالغه ها در خورد شخصیت ها می‌رود. مثل عدم تمایل جلادت به همخوابگی با روسپیان و عشق جاودانه اش با دالیا که در نهایت هیچگاه میسر نمی شود. این شخصیت پردازی های مبالغه آمیز در کمتر اثر رئالیسم جادویی وجود دارد که فصل به فصل این رمان مملو از این شاخصه مهم است.

١٣.استفاده از عنصر غافل گیری: استفاده از عناصر غافل گیری در چند جای این رمان مشخص است. مانند تصادف جلادت و زنده ماندن او، به دار آویختن او و ادامه حیات. این دو مورد نشان دهنده این مورد است که نویسنده عناصر غافل گیری را کاملا به صورت ذهنی یا سوبژکتیو تبدیل می‌کند. ما این غافل گیری را با مرگ یا زندگی می‌خوانیم. یعنی در واقع رفتن به سراغ موضوعیت و مضمون این رمان.

١۴.استفاده از توصیفات اکسپرسیونیستی و سورئالیستی: این دو، عنصرِ رئالیسم جادویی هستند. هیچگاه نمی توان توصیفات اکسپرسیونیستی که خاستگاه رئالیسم جادویی به شمار می آید یا سورئالیسم که از ارکان این مکتب است را از بن جدا کرد. توصیفات شاعرانه گاه با مبالغه و البته سرشار از ویژگی های سورئالیستی در این رمان آورده شده است. این توصیفات سورئالیستی و البته حفاظت شده کاملا اثر را به یک رئالیسم جادویی کامل رسانده است. اگر در وقایع اصلی این رمان، اتفاقات سورئال یا اکسپرسیونیسم رخ می‌داد رمان دچار ایرادات اساسی میشد رمان شهر موسیقیدان های سپید فاقد این ایرادات جزئی است.

١۵.درونمایه عمیق سیاسی، اجتماعی، فرهنگی با رویکرد انتقادی: رمان درباره جنگ است، درباره مرگ و درباره آنچه که بر مردم کرد ها رفته است. مهم ترین این اتفاقات سرکوب های متوالی و نسل کشی است. رویکرد انتقادی بختیار علی به شکل یک رمان سرشار از موسیقی مرگ درآمده است. در بسیاری از آثار این مکتب مانند صد سال تنهایی از مارکز، خانه ارواح ایزابل آلنده، پدرو پارامو از خوان رولفو، دلبند از تونی موریسون درون‌مایه های سیاسی عمیقی دارند و اصولا وقوع اتفاقات خارق العاده با پیامی که سبب ایجاد بینامتنیت می‌شود همراه است.

١۶.عنصر لحن:همانطور که در شاخصه زبان شاعرانه و بی طرفی نویسنده گفته شد، آثار رئالیسم جادویی با تکیه بر لحن پیش می‌رود. فرق لحن و زبان شاعرانه زمانی مشخص می‌شود که دیالوگ ها در قامت شخصیت پردازی نمود پیدا می‌کند. لحن در این مکتب بسته به جزئیات روایت و قصه گویی است. می‌شود گفت وقتی جایگاه لحن متزلزل شود اعتبار این مکتب هم زیر سوال خواهد رفت. لحن ها در این رمان مانند اثر انگشت منحصر هستند. شخصیت ها هر کدام لحن های پر از ایهام دارند. به خصوص شخصیت های فرعی کوتاه که تکمیل کننده لحن و ساخت زبان رمان می‌شوند.

١۶.انواع رئالیسم جادویی: بعد از اتفاقات و سرگذشت طولانی مدت در این مکتب، مدام ویژگی های متعددی به انواع رئالیسم جادویی اضافه شد و حتی در بعضی موارد نیز حذف شدند. اما رمان شهر موسیقیدان های سپید بر ریل اصل مکتب حرکت کرده است. از ریل خارج نمی‌شود و از این جهت است که این رمان معیار خوبی برای آشنایی با دریای وسیع مکتب رئالیسم جادویی است. کتاب های محدودی درباره شاخصه های رئالیسم جادویی وجود دارد و بیشترین ارتباطی که نویسنده می‌تواند با کتب این مکتب بگیرد تنها رمان ها ومجموعه داستان های نویسندگان این ژانر است. اما اگر بخواهیم به صورت دقیق تر این ژانر را جست و جو کنیم می بینیم در متن های کهن مانند هزار و یک شب، تذکره الاولیا، کلیله و دمنه و البته متن های کهن بسیاری در این رابطه وجود دارد. نوشتن و قلم زدن در این مکتب با این سطح از وفاداری و نوشتار دقیق نمی‌تواند اتفاقی باشد. بی شک بختیار علی با دقت مثال زدنی کتاب های مرتبط با مکتب رئالیسم جادویی، اکسپرسیونیسم، سورئالیست و پست مدرن را مطالعه کرده است.

جمع بندی

حدود شانزده مورد از موارد و شاخصه های مکتب رئالیسم جادویی در رمان شهر موسیقدان های سپید مورد بررسی قرار گرفت. اگر مجال بیشتر بود چه بسا امکان بررسی خط به خط این رمان، ویژگی های بیشتر مکتب را بیان می‌کرد. با این حال قصه گویی بختیار علی حالا به یک سبک برای تبدیل شده است و این تلاشی است که نویسنده می‌کند تا سعی بر بازتولید کردن معناهای متفاوت ایده هایش داشته باشد. بختیار علی در رمان دریاس و جسد ها وجه دیگری از سبک خود‌ش را برای ما به نمایش گذاشت، در غروب پروانه نسبت به رمان کوتاه جمشید خان عمویم شکل دیگری از قصه گویی را ارائه داده است. این ویژگی در خور توجه نویسنده است که با دایره وسیعی مخاطبانش را همراه می‌کند. همچنان سبک خودش را جلو می‌برد و خواننده هر بار منتظر شگفتی است. بی شک بختیار علی جزو نویسندگان درجه یک جهان ادبیات است و چه بسا این پدیده می‌تواند در آینده اتفاقات خوبی را برای ادبیات کُردی رقم بزند

رمان شهر موسیقیدان های سپید نکته خوب دیگری هم که همراه دارد ترجمه روان، هوشمندانه و وفادارانه مریوان حلبچه ای است. پاورقی و واژگان و اشارات تاریخی به درستی در متن آمده است و در هیچ جای این رمان به نسبت قطر کتاب، ترجمه دچار شکست نشده است و بی شک آقای حلبچه ای سهم بزرگی در ارائه بهتر این رمان داشته است. مترجم در ترجمه های اثر اینچنینی کار بسیار سخت و مغلقی در پیش دارد. چرا که درآوردن لحن، زبان شاعرانه و اصول قصه گویی پایبند به این مکتب از چالش هایی است که هر مترجمی نمی‌تواند از پس آن بربیاید و به زعم من ترجمه این کتاب در کنار نقطه قوت های بسیار نویسنده تکمیل کننده این رمان است.

 

لینک کوتاه : https://hadafpress.ir/?p=16567
  • نویسنده :  محمد معین شرفایی
  • ارسال توسط :
  • 11 بازدید
  • دیدگاه‌ها برای مروری بر عناصر رئالیسم جادویی در رمان شهر موسیقیدان های سپید بختیار علی؛ طلوع متفاوت رئالیسم جادویی بسته هستند

برچسب ها

ثبت دیدگاه

مجموع دیدگاهها : 0در انتظار بررسی : 0انتشار یافته : 0

دیدگاهها بسته است.

برچسب‌ها