نشست نقد و بررسی رمان «نفرین نوبهاران» اثر بختیار علی، با حضور جمعی از علاقهمندان ادبیات داستانی در باشگاه کتابخوانی نشر چشمه برگزار شد. در این نشست، رحیم عبدالرحیمزاده، ابراهیم ابراهیمی و علیرضا آقاییراد از زوایای مختلف به خوانش و تحلیل این رمان پرداختند و درباره جایگاه آن در ادبیات معاصر کُرد و نسبت آن با مسائل اجتماعی، سیاسی و فرهنگی امروز سخن گفتند. رمان «نفرین نوبهاران» از آثار برجسته ادبیات کرد و نویسندهی شهیر آن بختیار علی است که با ترجمهی تنها مترجم رسمی و قانونی این نویسنده در ایران یعنی مریوان حلبچهای و تحت کپیرایت نشر چشمه در اختیار مخاطبان فارسیزبان قرار گرفته است. حلبچهای که پیشتر نیز آثار متعددی از ادبیات کُرد را به فارسی ترجمه کرده، نقش مهمی در معرفی جهان داستانی بختیار علی به خوانندگان ایرانی داشته است. نقشی که بخشی از سخنان منتقدان حاضر در نشست را نیز به خود اختصاص داد و آن را عاملی مؤثر در انتقال لایههای زبانی، فرهنگی و نمادین رمان به مخاطب فارسیزبان دانستند. در ابتدای نشست، علیرضا آقاییراد نویسنده، پژوهشگر و روزنامهنگار به بررسی جنبههای مختلف رمان پرداخت و بر جایگاه ویژهی این اثر در ادبیات معاصر کُرد تأکید کرد. این منتقد ادبی ضمن بررسی فلسفی رمان با تمرکز بر دو نظریهی «بدن بدون ارگان» از دلوز و گتاری و «هوموساکر» از جورجو آگامبن، این کتاب را از دو منظر اسطورهای و ادبی نیز مورد بررسی قرار داد. او در ابتدا به نقش تصویر و دوربین در شکسته شدن دیوارهای نامرئی سنت در جوامع خاورمیانهای پرداخت و با اشاره به نمونههای مختلف، دوربین را شیئی انقلابی در ساختار فرهنگی خاورمیانه نامید. همچنین با توجه به نقش زن و بدن زن در این رمان، با استناد به دو مفهوم بدن بدون ارگان و هوموساکر، زن را انسانی بی بدن دانست که همواره بدنش در تقابل رادیکالیسم دینی و فرهنگی، حذف و کتمان شده. او بدن زن در فرهنگ شرقی را به مثابه یک هوموساکر که از حمایت قانون کنار گذاشته شده اما همچنان تحت نفوذ قدرت است دانست و به پایان بندی این رمان که به شکلی طغیانی زنانه بر علیه فرهنگ مردسالار و رادیکالیسم دینی است اشاره کرد. آقائیراد در بخش دیگری از صحبتهای خود به نقش «باد» در این رمان اشاره کرد و گفت: باد در این رمان نه یک عنصر طبیعی، بلکه حضوری اسطورهای است. همانطور که باد در اساطیر کردی، بینالنهرینی و فارسی، وجودی چند وجهی است و همانطور که سروش پیغام رسان خدایان، آورندهی ابرهای بارانی و از بین برندهی آلودگیهاست، در عین حال آورندهی بیماری، اخبار بد و از بین برندهی حافظه نیز هست، در این رمان نیز نقش مهمی در روند داستان دارد. باد در این رمان مدام از راه میرسد، خاکستر رازها و نفرینها را با خود میبرد، اما دوباره بازمیگردد و آنها را میپراکند. ابن نویسنده و روزنامهنگار در پایان به مقولهی مرگ در آثار بختیار علی پرداخت و دربارهی به طور مشخص مرگ در این رمان گفت: در نفرین نوبهاران مرگ سریع، ناگهانی و ساده رخ میدهد. شخصیتهای این رمان ساده میمیرند و فراموش میشوند. گویی بختیار علی قصد دارد بگوید در خاورمیانه هرچقدر زندگی امری سخت به شمار میرود، مرگ پیش پا افتاده و ساده است. در بخش دوم ابن نشست، رحیم عبدالرحیمزاده نویسنده و استاد دانشگاه «نفرین نوبهاران» را اثری متفاوت در کارنامه بختیار علی توصیف کرد و گفت این نویسنده در این رمان از عناصر جادویی و فانتزی آثار پیشین خود فاصله گرفته و به فضایی واقعگرایانهتر روی آورده است. وی تأکید کرد که این گرایش به رئالیسم به معنای بازگشت به الگوهای کلاسیک روایت نیست، بلکه از منظر ساختار و شیوه روایت، «نفرین نوبهاران» را باید از نوگرایانهترین آثار بختیار علی دانست. او با اشاره به ساختار اپیزودیک رمان توضیح داد که اثر از دوازده اپیزود مستقل تشکیل شده که هر یک داستان، اوج و فرود و شخصیتهای محوری خود را دارند، اما در عین حال به شکلی هنرمندانه در یکدیگر تنیده شدهاند. عبدالرحیمزاده افزود که تعدد شخصیتهای محوری و جابهجایی مداوم مرکز روایت، این پرسش را پیش میکشد که قهرمان یا نیروی پیشبرنده اصلی رمان چیست. به باور او، نه ارباب کامیل و نه گیلاس نوبهاران به تنهایی نقش شخصیت مرکزی اثر را برعهده ندارند؛ بلکه این «عکس» است که در سراسر روایت حضوری تعیینکننده دارد و مسیر زندگی شخصیتها و رویدادهای داستان را تغییر میدهد. این منتقد با بهرهگیری از نظریه کنشگر ـ شبکه برونو لاتور استدلال کرد که عکس در «نفرین نوبهاران» صرفاً یک شیء یا نماد نیست، بلکه به یک کنشگر تبدیل میشود.

