• برابر با : 25 - صفر - 1448
  • برابر با : Sunday - 9 August - 2026
کل اخبار 6801اخبار امروز : 5
0

وقتی هنر، شهر را گران می‌کند

  • کد خبر : 15874
  • ۱۸ مرداد ۱۴۰۵ - ۹:۵۸
وقتی هنر، شهر را گران می‌کند

به گزارش هدف پرس به نقل از آرت نت؛ بسیاری از شهرهای ساحلی انگلستان، سال‌هاست دوران طلایی خود را پشت سر گذاشته‌اند. شهرهایی مانند «بوگنور ریجس» در جنوب و «بلک‌پول» در شمال، زمانی مقصد محبوب طبقه متوسط بودند؛ اما با تغییر الگوهای سفر و تفریح، رونق آنها از بین رفت. بسیاری از این شهرها گرفتار […]

به گزارش هدف پرس به نقل از آرت نت؛ بسیاری از شهرهای ساحلی انگلستان، سال‌هاست دوران طلایی خود را پشت سر گذاشته‌اند. شهرهایی مانند «بوگنور ریجس» در جنوب و «بلک‌پول» در شمال، زمانی مقصد محبوب طبقه متوسط بودند؛ اما با تغییر الگوهای سفر و تفریح، رونق آنها از بین رفت. بسیاری از این شهرها گرفتار فقر، جرم و متروکه‌شدن شدند و به نقاطی فراموش‌شده در نقشه انگلستان تبدیل شدند.

اما «مارگیت» در سواحل کِنت، سرنوشت دیگری پیدا کرد؛ شهری که هنر به احیای آن کمک کرد، اما اکنون با پیامد ناخواسته همین موفقیت روبه‌روست.

از اوایل دهه ۲۰۱۰، چهره مارگیت به‌تدریج تغییر کرد. افتتاح گالری «تِرنر کانتِمپورِری» در سال ۲۰۱۱ و احیای شهربازی «دریم‌لند» در سال ۲۰۱۵، موج تازه‌ای از توجه فرهنگی را به شهر آورد. روزنامه «تلگراف» مارگیت را «چراغ راهنمای بوهمیان» نامید و «لاندن ایونینگ استاندارد» نیز با این پرسش که «چرا همه هیپسترهای لندن به مارگیت نقل‌مکان می‌کنند؟» به این تحول پرداخت.

مارگیت که تنها حدود یک ساعت و نیم با لندن فاصله دارد، به‌تدریج به محلی برای تجمع هنرمندان، موسیقی‌دانان، گالری‌ها و فضاهای خلاق تبدیل شد. گالری‌هایی مانند «کوئنچ»، «کارل فریدمن»، «کاوِل رافرتی» و «لیمینال گالری»، در کنار مجموعه‌هایی مانند «ریزورت استودیوز»، «کریت استودیوز» و «تی‌کی‌ای استودیوز» شکل گرفتند. مراکز آموزشی و فرهنگی نیز به این جریان پیوستند و مارگیت را به یکی از قطب‌های هنر معاصر در بریتانیا تبدیل کردند.

اما پشت این موفقیت فرهنگی، واقعیتی ساده وجود داشت: مارگیت ارزان بود.

شهری برای شروع دوباره

«کارل فریدمن»، گالری‌دار، در سال ۲۰۱۹ گالری خود را از شرق لندن به مارگیت منتقل کرد و بعدها فضای آن را به حدود ۹۰۰ مترمربع گسترش داد.

او دلیل انتخاب مارگیت را فقط در فاصله آن از لندن نمی‌داند. فریدمن می‌گوید: «بودن در حاشیه کشور، جایی که افق در برابر چشمانتان گسترده شده، شیوه متفاوتی از اندیشیدن را تشویق می‌کند. دریا حس فضا ایجاد می‌کند؛ نه فقط فضای فیزیکی، بلکه فضای ذهنی».

اما عامل مهم‌تر، هزینه زندگی بود.

در سال ۲۰۱۶، زمانی که میانگین اجاره‌بهای ماهانه در لندن حدود ۱۲۸۰ پوند بود، در مارگیت می‌شد با تقریباً نیمی از این مبلغ یک خانه دوخوابه اجاره کرد. یک آپارتمان یک‌خوابه با باغچه و چشم‌انداز دریا نیز حدود ۱۶۰ هزار پوند قیمت داشت.

برای هنرمندانی که از هزینه‌های سنگین لندن خسته شده بودند، مارگیت فرصتی برای شروع دوباره بود.

«لیندزی مندیک»، هنرمند و از بنیان‌گذاران گالری «کوئنچ»، می‌گوید: «وقتی هزینه‌های زندگی در لندن کاملاً غیرقابل‌پرداخت شد، من و شریکم به اینجا آمدیم. حرفه من بدون صحنه هنری مارگیت به جایگاه امروزی‌اش نمی‌رسید».

کوئنچ تنها یک گالری نیست. این مجموعه مدارس تابستانی، کارگاه‌های هنری و برنامه‌هایی برای جوانان محلی برگزار می‌کند. مندیک معتقد است هنرمندانی که به شهری مانند مارگیت می‌آیند، نباید فقط مصرف‌کننده امکانات آن باشند: «مهم‌ترین کاری که می‌توانید انجام دهید این است که به جامعه خدمت کنید و بخشی از آن باشید».

همین نگاه برای «جما فارو»، مدیر کوئنچ و مسئول برنامه‌های اجتماعی آن، نیز اهمیت دارد. او می‌گوید مارگیت زمانی جایی بود که می‌شد در آن یک ایده را به‌سادگی به یک پروژه واقعی تبدیل کرد؛ فرصتی که در بسیاری از مناطق لندن دیگر وجود نداشت.

اما فارو هشدار می‌دهد که نهادهای فرهنگی نباید فقط مخاطبان تازه‌وارد را ببینند. اگر ساکنان قدیمی در این جریان حضور نداشته باشند، تصویری که هنر از مارگیت ارائه می‌دهد، تنها بخشی از واقعیت شهر خواهد بود.

وقتی موفقیت، مشکل می‌شود

همین‌جا تناقض مارگیت آشکار می‌شود.

«مگ مولی»، مشاور ارتباطات هنری و از اهالی مارگیت، می‌گوید از تغییر شهر هم خوشحال است و هم نگران. به گفته او، مارگیت امروز مقصد فرهنگی مهمی است و تقریباً با شهری که در آن بزرگ شده قابل مقایسه نیست؛ اما قیمت‌ها در برخی موارد به لندن نزدیک شده‌اند، در حالی که دستمزدها و فرصت‌های شغلی چنین رشدی نداشته‌اند.

مندیک این اتفاق را با جمله‌ای کوتاه بیان می‌کند: «هنرمندان نقل‌مکان می‌کنند و سرمایه‌داری به دنبالشان می‌آید».

این همان چرخه‌ای است که در بسیاری از شهرها و محله‌های جهان اتفاق افتاده است: هنرمندان به مناطق ارزان می‌روند، فضای فرهنگی ایجاد می‌کنند، توجه عمومی و سرمایه را به منطقه می‌کشانند و در نهایت افزایش قیمت مسکن، همان گروه‌هایی را که به احیای منطقه کمک کرده‌اند، تحت فشار قرار می‌دهد.

در مارگیت، میانگین قیمت مسکن بین سال‌های ۲۰۱۴ تا ۲۰۲۴ دو برابر شد. در مقابل، قیمت مسکن در لندن در همین دوره حدود ۷.۵ درصد افزایش یافت.

«جاش استیپلز»، هنرمند و طراح محلی، می‌گوید: «بزرگ‌ترین نقطه ضعف، بدون شک افزایش هزینه مسکن، اجاره‌بها و هزینه‌های عمومی زندگی بوده است. مهم است که در کنار جشن گرفتن دستاوردها، آنچه را که در خطر از دست رفتن است نیز ببینیم».

مندیک نیز تغییرات شهر را از نزدیک دیده است. او می‌گوید زمانی که به مارگیت آمد، بسیاری از مغازه‌ها تخته‌کوب بودند و خیابان‌ها پر از زباله بود. اما حالا شهر به‌طور فزاینده‌ای گران و اعیان‌نشین شده است. پرسش او ساده است: «چگونه می‌توانیم این تعادل را پیدا کنیم؟»

مسئله فقط قیمت خانه نیست. مسئله این است که آیا ساکنان قدیمی شهر نیز سهمی از این رونق خواهند داشت یا نه.

مولی معتقد است احیای مارگیت نباید فقط به جذب گردشگران، هنرمندان و مخاطبان تازه محدود شود: «احیا باید به نفع کسانی هم باشد که همیشه در مارگیت زندگی و کار کرده‌اند».

هنر برای چه کسی؟

تلاش‌هایی برای حفظ این تعادل در حال انجام است. «اوپن اسکول ایست» یک مدرسه هنری رایگان است که دوره‌ها و کارگاه‌هایی برای جامعه محلی برگزار می‌کند. در «تی‌کی‌ای استودیوز» متعلق به تریسی امین نیز برنامه‌ای آموزشی برای حمایت از جوانان ۱۸ تا ۲۴ ساله‌ای که برای ورود به بازار کار با موانعی روبه‌رو هستند، اجرا می‌شود.

اما پرسش بزرگ‌تر همچنان باقی است: آیا چنین برنامه‌هایی می‌توانند در برابر فشار اقتصادی افزایش اجاره‌بها و قیمت مسکن دوام بیاورند؟

مارگیت امروز شهری کوچک اما بین‌المللی است؛ جایی که هنرمندان، کیوریتورها و مجموعه‌داران از نقاط مختلف جهان به آن رفت‌وآمد می‌کنند. فریدمن معتقد است همین ترکیب، جذابیت اصلی شهر است: «این شهر به اندازه‌ای کوچک است که افراد احساس می‌کنند بخشی از چیزی معنادار هستند و در عین حال آن‌قدر بین‌المللی است که هنرمندان، کیوریتورها و مجموعه‌داران از سراسر جهان دائماً گذرشان به اینجا می‌افتد».

جما فارو نیز از زندگی در چنین شهری لذت می‌برد: «من در یک شهر ساحلی کوچک زندگی می‌کنم که می‌توانم هر هفته در آن هنر معاصر جاه‌طلبانه و هیجان‌انگیزی ببینم».

شاید تناقض اصلی مارگیت همین باشد: هنر توانست شهری رو به افول را دوباره زنده کند، اما اکنون همین موفقیت ممکن است آن را برای کسانی که در این احیا نقش داشتند، بیش از حد گران کند.

پرسش امروز دیگر این نیست که آیا هنر می‌تواند یک شهر را نجات دهد. مارگیت نشان داده است که می‌تواند. پرسش دشوارتر این است که چگونه می‌توان شهری را با هنر زنده کرد، بدون آنکه در نهایت کسانی که آن را زنده کرده‌اند، توان ماندن در آن را از دست بدهند؟

 

لینک کوتاه : https://hadafpress.ir/?p=15874
  • نویسنده : ادی فرانکل
  • ارسال توسط :
  • 1 بازدید
  • دیدگاه‌ها برای وقتی هنر، شهر را گران می‌کند بسته هستند

برچسب ها

ثبت دیدگاه

مجموع دیدگاهها : 0در انتظار بررسی : 0انتشار یافته : 0

دیدگاهها بسته است.

برچسب‌ها