به گزارش هدف پرس به نقل از آرت نت؛ ربکا سالزبری جیمز زندگیای را از سر گذراند که هم سرشار از خیالپردازیهای غرب آمریکا بود و هم با واقعیت سخت و زمخت آن گره خورده بود. او در کودکی، پشت صحنه نمایش مشهور «غرب وحشی بوفالو بیل» بزرگ شد؛ جایی میان گرد و خاک، زرقوبرق و هیجان. پدرش، نیت سالزبری، مدیر برنامه و بازیگر موفق آمریکایی بود که از بنیانگذاران این نمایش پرطرفدار به شمار میرفت و مادرش، ریچل ساموئلز، بازیگر تئاتر بود. ربکا و خواهر دوقلویش ریچل در سال ۱۸۹۱، زمانی که خانواده در تور اروپایی به سر میبرد، در لندن به دنیا آمدند؛ حتی گفته میشد که تولد آنها در خودِ تئاتر اتفاق افتاده است.
این تجربه پرهیاهو و نمایشی از غرب آمریکا، تضادی آشکار با زندگی بزرگسالی ربکا داشت؛ زندگیای آرام و درونگرا که در شهر تائوس ایالت نیومکزیکو شکل گرفت. او در اواخر دهه ۱۹۲۰ به تائوس نقل مکان کرد و تا زمان مرگش در سال ۱۹۶۸ همانجا ماند. سالزبری جیمز با تمرکزی انفرادی و دور از هیاهو کار میکرد و به یکی از چهرههای شاخص نقاشی معکوس روی شیشه تبدیل شد؛ رسانهای دشوار که ریشههای آن به قرون وسطی بازمیگردد. در سالهای بعد، او به کُلچاس نیز پرداخت؛ نوعی سوزندوزی سنتی که به جنوبغرب آمریکا تعلق دارد. دوستان و آشنایانش او را «بِک» صدا میکردند. در تائوس، با موهای خاکستری و پوششی که خودش برای خود انتخاب کرده بود(شلوار جین، چکمه کابویی و کلاه سیاه لبهپهن) چهرهای متمایز و بهیادماندنی داشت.
اندرو بلکلی، مدیر گالری سالون ۹۴ که مجموعهای از آثار او را در نمایشگاه تفاف نیویورک ۲۰۲۴ ارائه کرد، میگوید: «او مدتها مجذوب غرب آمریکا بود. این منطقه برای خودش و خانوادهاش حامل داستانهای عمیق بود؛ همانطور که هنوز هم برای بسیاری از آمریکاییها چنین است».
ربکا سالزبری جیمز در مرکز تحولات هنر آمریکا در قرن بیستم زندگی میکرد. او همسر پل استرند، عکاس سرشناس، بود. جورجیا اوکیف از دوستان نزدیکش به شمار میرفت و در واقع این ربکا بود که اوکیف را برای نخستین بار با نیومکزیکو آشنا کرد. میبل داج لوهان، حامی بانفوذ هنر در تائوس، او را به خوبی میشناخت و آلفرد استیگلیتز نیز آثارش را در گالری خود با عنوان «یک مکان آمریکایی» به نمایش گذاشت.
با وجود این ارتباطات مهم، سالها نام ربکا سالزبری جیمز تنها در حلقههای محدود هنری شناخته میشد، اما این وضعیت در حال تغییر است. چچلیا آلمانی، کیوریتور، آثار او را در نمایشگاه «روزی، زمانی در درون» در رویداد بینالمللی سایت سانتافه گنجاند که اوایل همین ماه به پایان رسید. موزه جورجیا اوکیف نیز بهتازگی اثر «دسته گل بنفشه» (۱۹۳۹) را به مجموعه خود اضافه کرده و این دومین اثر او در این موزه است. همچنین در سال ۲۰۲۲، موزه ویتنی هنر آمریکا اثر «گلدان سیاه و گل رز صورتی، مکزیک» را در نمایشگاه «در سپیدهدم عصر جدید: مدرنیسم آمریکایی اوایل قرن بیستم» به نمایش گذاشت.
بر اساس دادههای پایگاه قیمت آرت نت، در همان سال نقاشی معکوس روی شیشه «صدفها (صلح)» که به حدود سالهای ۱۹۳۰ تا ۱۹۳۹ بازمیگردد، در حراج ساتبیز نیویورک به قیمت ۳۵۲ هزار و ۸۰۰ دلار فروخته شد؛ رقمی که فاصله قابل توجهی با برآورد اولیه ۲۵۰ هزار دلار داشت. رکورد فروش آثار او البته پیشتر، در سال ۲۰۱۶، ثبت شده بود؛ زمانی که اثر «آتش و هوا» در حراج کریستیز نیویورک ۵۰۹ هزار دلار فروش رفت.
با توجه به این توجه تازه و بازنگری در جایگاه او، اکنون زندگی و میراث هنری ربکا سالزبری جیمز بیش از گذشته مورد توجه قرار گرفته است.
از نیویورک تا نیومکزیکو
پس از مرگ پدرش در سال ۱۹۲۰، ربکا سالزبری جیمز بیشتر سالهای جوانی خود را در محله آپر وست ساید منهتن گذراند. او در سال ۱۹۱۹ در یکی از نمایشگاههای پل استرند با او آشنا شد و این آشنایی به ازدواج آنها در سال ۱۹۲۲ انجامید. آلفرد استیگلیتز، عکاس و گالریدار برجسته، راهنمای هنری استرند بود و از همین مسیر، ربکا به دوستی نزدیک با استیگلیتز و جورجیا اوکیف رسید. او برای سالها مدل عکاسی هر دو هنرمند بود.
گاهی ربکا بدون همسرش، زمانی که استرند مشغول کار بود، همراه با اوکیف و استیگلیتز به سفر میرفت؛ از جمله سفرهای تابستانی به لیک جورج در دهه ۱۹۲۰. هرچند به عکاسی علاقه داشت، اما طراحی و نقاشی همواره علاقه اصلی و پایدار او باقی ماند. کتاب «چهارنفره: استیگلیتز، اوکیف، استرند، سالزبری» نوشته کارولین برک که در سال ۲۰۱۹ منتشر شد، روایت دقیقی از روابط پیچیده و پرتنش این چهار هنرمند در طول دههها ارائه میدهد.

