• برابر با : 14 - جماد أول - 1448
  • برابر با : Sunday - 25 October - 2026
کل اخبار 7546اخبار امروز : 0
♥5

نگاهی به رمان «رویای مردان ایرانی»

  • کد خبر : 17758
  • ۱۰ مهر ۱۴۰۵ - ۱۱:۵۷
نگاهی به رمان «رویای مردان ایرانی»

رعنا سلیمانی آنچه روایت نشود، در معرض فراموشی است   «رویای مردان ایرانی» نوشته‌ی ماردین ابراهیم، با ترجمه‌ی مریوان حلبچه‌ای، رمانی ۱۵۴ صفحه‌ای است؛ رمانی کم‌حجم که با این حجم محدود، یکی از قدرتمندترین شیوه‌های روایت را پیش روی خواننده قرار می‌دهد نویسنده با هوشیاری، پیرنگ و ساختاری منسجم خلق کرده است؛ بستری تاریخی و […]

رعنا سلیمانی

آنچه روایت نشود، در معرض فراموشی است

 

«رویای مردان ایرانی» نوشته‌ی ماردین ابراهیم، با ترجمه‌ی مریوان حلبچه‌ای، رمانی ۱۵۴ صفحه‌ای است؛ رمانی کم‌حجم که با این حجم محدود، یکی از قدرتمندترین شیوه‌های روایت را پیش روی خواننده قرار می‌دهد

نویسنده با هوشیاری، پیرنگ و ساختاری منسجم خلق کرده است؛ بستری تاریخی و شخصیت‌محور که برای ساخته شدن جهان خود، به توصیف‌های طولانی و توضیحات زائد متوسل نمی‌شود.

در این رمان کوتاه ما با یک خط داستانی مستقیم مواجه نیستیم. روایت مدام از دستی به دست دیگر منتقل می‌شود و هر شخصیت بخشی از اطلاعات، گذشته و رازهای داستان را آشکار می‌کند. از این منظر، «روایت در روایت» یکی از مهم‌ترین ویژگی‌های فرمی رمان است؛ اما این شگرد صرفاً یک انتخاب تکنیکی نیست و در نهایت به مسئله‌ی مهم‌تری یعنی انتقال حافظه و حفظ روایت گره می‌خورد.

این داستان در سه بخش روایت می شود که در بخش نخست، «خنجرهای نیمه‌شب»، سرگذشت یک دست‌نوشته است که به محور روایت تبدیل می‌شود. زمان داستان به قرن شانزدهم و قلمرو امپراتوری عثمانی بازمی‌گردد؛ جایی که گروهی در سراسر قلمرو پراکنده‌اند و هرگاه به دست‌نوشته‌ای ارزشمند دست پیدا می‌کنند، آن را از میان می‌برند.

دست‌نوشته در اینجا فراتر از یک عنصر داستانی است. حامل حافظه است. نابود کردن آن، حذف بخشی از گذشته و نجات دادنش، نوعی مقاومت در برابر فراموشی است.

مردی که خواب می‌بیند باید دست‌نوشته‌ای را نجات دهد، در برابر وظیفه‌ای قرار می‌گیرد که به نسل‌های بعد منتقل می‌شود؛ نسلی که فراموش نمی‌کند پدرانش روزگاری برای حفظ آن دست‌نوشته آواره شده‌اند. این بخش، یکی از مهم‌ترین نقاط اتصال تاریخ و ادبیات در رمان است. تاریخ در اینجا فقط مجموعه‌ای از وقایع گذشته نیست؛ به حافظه‌ی خانوادگی تبدیل می‌شود و از طریق داستان به نسل بعد می‌رسد.

در «رویای مردان ایرانی»، تاریخ زمانی موفق‌تر عمل می‌کند که وارد سرنوشت شخصیت‌ها می‌شود. یکی از قابل توجه‌ترین عناصر شخصیتی رمان، اوفلیاست. او پس از قتل ناگهانی پدرش، توانایی سخن گفتن را از دست می‌دهد.

اینجا یکی از تناقض‌های جالب رمان شکل می‌گیرد: شخصیتی که توانایی سخن گفتن را از دست داده، می‌خواهد قصه‌ای را بازگو کند. پدر اوفلیا نیز در همین زمینه اهمیت پیدا می‌کند. مردی که از گل‌های کوهی عطر و دارو می‌سازد، حامل نوعی دانش تجربی و سنتی است؛ دانشی که با طبیعت و حافظه پیوند دارد. قتل او فقط حذف یک شخصیت از داستان نیست؛ حذف بخشی از جهانی است که اوفلیا باید بعدها از طریق روایت آن را بازسازی کند. به همین دلیل، سکوت اوفلیا صرفاً یک ویژگی شخصیتی نیست؛ با مسئله‌ی اصلی رمان، یعنی ضرورت روایت کردن، ارتباط پیدا می‌کند.

در بخش دوم، داستان میلی آغاز می‌شود؛ پسر عمه اوفلیا  که از مادری انگلیسی و پدری کرد تبار است و او برای رمزگشایی از مرگ دایی خود، همچون سندباد به سفر می‌رود و با ایلیا و لاس آشنا می‌شود.

شخصیت‌ها نه فقط در جغرافیا، بلکه در میان روایت‌ها و اسناد حرکت می‌کنند. سفر در این رمان صرفاً تغییر مکان نیست؛ بخشی از مسیر کشف حقیقت است. حضور سوهاترا، مرد هندی‌تبار و متخصص متون کهن ادیان هند، دامنه‌ی این جست‌وجو را گسترده‌تر می‌کند. مسئله‌ی متن و رمزگشایی دیگر محدود به یک فرهنگ یا جغرافیا نیست و رمان از یک داستان محلی فراتر می‌رود.

لازم به ذکر است که یکی از دشوارترین کارهای نویسنده در این رمان، شخصیت‌پردازی در حجم محدود است. وقتی یک رمان چند راوی و چند خط داستانی دارد، این خطر وجود دارد که شخصیت‌ها تنها به ابزارهایی برای پیش بردن پیرنگ تبدیل شوند.

همچنین نویسنده با زبانی بسیار سلیس در کنار حرکت روایت، از تصویرسازی و تشبیه استفاده می‌کند و اجازه نمی‌دهد متن به گزارش وقایع تبدیل شود. این مسئله به‌خصوص در بخش‌هایی که با گل‌های کوهی، عطر، دارو، سفر و اشیای قدیمی مواجهیم، اهمیت پیدا می‌کند. زبان در این قسمت‌ها علاوه بر انتقال اطلاعات، فضای داستان را نیز می‌سازد.

ارزش زبانی رمان را البته نباید صرفاً در تعداد یا زیبایی تشبیهات جست‌وجو کرد. مهم‌تر از آن، هماهنگی زبان با ساختار روایی است؛ زبانی که بتواند میان روایت‌های مختلف حرکت کند، بدون اینکه هر بخش از جهان کلی اثر جدا شود.

گفتنی است که این اثر امکان خوانش دوم و سوم را دارد؛ نه فقط به دلیل پیچیدگی داستان، بلکه به دلیل ظرفیت ساختاری آن. می‌توان این رمان را از منظر روایت‌شناسی، رابطه‌ی تاریخ و تخیل، حافظه‌ی جمعی، انتقال شفاهی و مکتوب روایت، شخصیت‌پردازی، سفر، اسطوره و جایگاه دست‌نوشته در ادبیات معاصر بررسی کرد.

به همین دلیل، معتقدم این کتاب ظرفیت آن را دارد که موضوع یک پژوهش دانشگاهی قرار بگیرد؛ زیرا در پس روایت نسبتاً فشرده‌اش، عناصر متعددی برای بررسی وجود دارد. «رویای مردان ایرانی» در نهایت بیش از آنکه رمانی درباره‌ی یک دست‌نوشته باشد، درباره‌ی ضرورت حفظ روایت است.

آدم‌های این داستان هرکدام چیزی از گذشته را با خود حمل می‌کنند: یک دست‌نوشته، یک خاطره، یک راز، یک فقدان یا یک قصه. در این میان، ادبیات واسطه‌ای میان گذشته و حال می‌شود؛ میان آنچه اتفاق افتاده و آنچه قرار است به یاد آورده شود.

در پایان باید یادآور شد که، پشت این قصه‌ی پرماجرا چه پرسشی قرار دارد: چه چیزهایی از گذشته‌ی ما باقی می‌مانند و چه چیزهایی به‌سادگی از میان می‌روند؟

لینک کوتاه : http://hadafpress.ir/?p=17758
  • نویسنده : رعنا سلیمانی
  • ارسال توسط :
  • 121 بازدید
  • دیدگاه‌ها برای نگاهی به رمان «رویای مردان ایرانی» بسته هستند

برچسب ها

ثبت دیدگاه

مجموع دیدگاهها : 0در انتظار بررسی : 0انتشار یافته : 0

دیدگاهها بسته است.

برچسب‌ها