• برابر با : 17 - ربيع ثاني - 1448
  • برابر با : Tuesday - 29 September - 2026
کل اخبار 7239اخبار امروز : 14
♥2

دختربچه‌ای با لباس سورمه ای را در باغی دیدم که به سمتم دوید و گفت: «جنگه! می‌ترسم»/ ماجرای خواب طیبه ماهروزاده در لحظه اصابت موشک به بیت رهبری

  • کد خبر : 17667
  • ۰۷ مهر ۱۴۰۵ - ۱۰:۳۱
دختربچه‌ای با لباس سورمه ای را در باغی دیدم که به سمتم دوید و گفت: «جنگه! می‌ترسم»/ ماجرای خواب طیبه ماهروزاده در لحظه اصابت موشک به بیت رهبری

به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، طیبه ماهروزاده، همسر غلامعلی حدادعادل و مادر شهید زهرا حدادعادل در گفت و گوی تصویری گفت: نهم اسفند حدود ۹ و نیم صبح بود، خواب دیدم باغ بزرگی است و هر چه می خواهم آخر این باغ را ببینیم، نهایتی ندارد، سمت راستم عمارتی بود با طبقه ای زیبا. دیدم دختر […]

به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، طیبه ماهروزاده، همسر غلامعلی حدادعادل و مادر شهید زهرا حدادعادل در گفت و گوی تصویری گفت: نهم اسفند حدود ۹ و نیم صبح بود، خواب دیدم باغ بزرگی است و هر چه می خواهم آخر این باغ را ببینیم، نهایتی ندارد، سمت راستم عمارتی بود با طبقه ای زیبا. دیدم دختر بچه ای ۵ تا ۶ ساله با بلوز و شلوار سورمه ای سمت من می دود. احساس کردم بچگی‌های زهرا است. دوید سمت من گفت جنگه! می ترسم.. بغلش کردم گفتم نترس بیخود میگن جنگ میشه. دوباره گفت چرا جنگه. می ترسم.

وی افزود: از خواب بیدار شدم دیدم صدای صحبت از اتاق مجاور می آید. همسرم را صدا کردم و ایشان آمدند. با نوه ام که ۲۶ ساله هست با هم آمدند. خواب را گفتم دیدم با حیرت هم را نگاه کردند. گفتند نزدیک ما را زدند اما ما روی پشت بام دیدم که از سمت بیت دود بلند شده است. همان لحظه خواب لحظه اصابت موشک به بیت بود.

۳۱۳۱

لینک کوتاه : https://hadafpress.ir/?p=17667
  • ارسال توسط :
  • 10 بازدید
  • دیدگاه‌ها برای دختربچه‌ای با لباس سورمه ای را در باغی دیدم که به سمتم دوید و گفت: «جنگه! می‌ترسم»/ ماجرای خواب طیبه ماهروزاده در لحظه اصابت موشک به بیت رهبری بسته هستند

برچسب ها

ثبت دیدگاه

مجموع دیدگاهها : 0در انتظار بررسی : 0انتشار یافته : 0

دیدگاهها بسته است.

برچسب‌ها