به گزارش مهر، کاهش تلفات انرژی در زنجیره توزیع و مصرف سوخت، به یکی از موضوعات مهم اقتصاد انرژی در کشور تبدیل شده است؛ موضوعی که هم به مدیریت بهتر منابع هیدروکربنی مربوط میشود و هم به کاهش فشار بر بودجه عمومی، شبکه حملونقل و صنایع انرژیبر. در شرایطی که بخشی از سوخت در مسیر انتقال، توزیع و مصرف نهایی هدر میرود، کارشناسان تأکید دارند که حل این مسئله تنها با یک اقدام مقطعی ممکن نیست و نیاز به مجموعهای از اصلاحات زیرساختی، نظارتی و رفتاری دارد.
فرسودگی زیرساخت و نشتی پنهان
یکی از مهمترین دلایل تلفات انرژی، فرسودگی شبکه انتقال و توزیع سوخت است. خطوط قدیمی، مخازن آسیبدیده، تجهیزات اندازهگیری غیراستاندارد و اتصالات فرسوده، همگی میتوانند در عمل موجب هدررفت بخشی از سوخت شوند؛ هدررفتی که گاهی بهصورت نشت فیزیکی، تبخیر یا خطای اندازهگیری ظاهر میشود. در بخشهایی از شبکه نیز نبود پایش لحظهای، تشخیص سریع مشکل را دشوار میکند و همین مسئله باعث میشود میزان واقعی تلفات تا مدتها پنهان بماند.
در همین زمینه، بهکارگیری حسگرهای فشار، دما و دبی، نصب سامانههای هشدار نشتی و انجام کالیبراسیون دورهای تجهیزات، از جمله راهکارهایی است که میتواند به کاهش تلفات کمک کند. کارشناسان معتقدند هرچه اندازهگیری دقیقتر و نظارت هوشمندتر باشد، امکان انحراف، خطای عملیاتی و هدررفت کمتر میشود.
نقش ناوگان و حملونقل در مصرف سوخت
بخش مهم دیگری از تلفات انرژی به مرحله مصرف نهایی بازمیگردد؛ جایی که خودروهای فرسوده، ترافیک سنگین، رانندگی پرشتاب و نبود استاندارد کافی در نگهداری ناوگان، مصرف سوخت را بالا میبرد. ناوگان حملونقل عمومی و باری در صورت فرسودگی، بخش قابل توجهی از سوخت را بدون بازده مناسب میسوزاند و همین مسئله بار مالی و زیستمحیطی گستردهای ایجاد میکند.
در این میان، نوسازی اتوبوسها، کامیونها و خودروهای شخصی، تقویت معاینه فنی واقعی، کنترل فشار باد لاستیکها، تنظیم موتور و کاهش توقفهای غیرضروری در ترافیک، از راهکارهای فوری و کمهزینهتر برای کاهش مصرف به شمار میرود. همچنین توسعه حملونقل عمومی و افزایش سهم مترو و اتوبوس در جابهجایی شهری، میتواند مصرف سوخت به ازای هر مسافر را بهطور محسوسی کاهش دهد.
محمد متقینیا، کارشناس حوزه انرژی، در این باره میگوید: «فرسودگی خطوط و تجهیزات، افت فشار، احتراق ناقص و مصرف بیبرنامه از عوامل اصلی تلفات انرژی هستند و اگر نقاط پرهدررفت شناسایی و برای آنها برنامه هدفمند تعریف شود، میتوان در یک بازه چندساله بخش مهمی از این اتلاف را مهار کرد.» او تأکید میکند که تعویض تجهیزات کلیدی، اصلاح اتصالات و نصب سامانههای پایش هوشمند باید در اولویت قرار گیرد.
ساختمانها و صنایع؛ دو کانون مهم هدررفت
تلفات انرژی فقط در شبکه سوخت رخ نمیدهد؛ ساختمانها و صنایع نیز سهم قابل توجهی در این مسئله دارند. در بخش ساختمان، نبود عایق مناسب، استفاده از سیستمهای گرمایشی کمبازده، پنجرههای غیردوجداره و نبود کنترل هوشمند دما، باعث میشود حجم زیادی از انرژی در فصل سرد هدر برود. در بسیاری از واحدهای مسکونی و اداری، گرما از دیوار، سقف و درز پنجرهها خارج میشود و همین امر نیاز به مصرف بیشتر سوخت را تشدید میکند.
در بخش صنعت نیز، بخشی از مصرف بالا ناشی از فرسودگی ماشینآلات، نشتی بخار و هوای فشرده، و نبود بازیافت حرارت است. واحدهای صنعتی بزرگ اگر ممیزی انرژی نداشته باشند، معمولاً از نقاط اتلاف خود آگاه نمیشوند و هزینههای تولیدشان بالاتر میرود. از این رو، کارشناسان انرژی بر اجرای ممیزی دورهای، نوسازی موتورخانهها، استفاده از تجهیزات پربازده و بازیافت حرارت تأکید دارند.
به گفته متقینیا، «در حوزه ساختمان و صنعت، صرفهجویی پایدار زمانی رخ میدهد که استانداردهای ساختوساز، کیفیت تجهیزات و رفتار مصرفکننده همزمان اصلاح شود؛ وگرنه هر اقدام جزیرهای اثر محدودی خواهد داشت.»
اصلاح سیاستها و تغییر رفتار مصرف
کاهش واقعی تلفات انرژی، فقط به فناوری وابسته نیست و به سیاستگذاری درست هم نیاز دارد. اگر قیمتگذاری انرژی بهگونهای باشد که انگیزهای برای صرفهجویی ایجاد نکند، مصرفکننده و تولیدکننده هر دو به ادامه الگوهای پرهزینه عادت میکنند. در مقابل، حمایت هدفمند از نوسازی تجهیزات، پرداخت تسهیلات بهینهسازی، و تشویق به استفاده از فناوریهای کممصرف میتواند اثر پایدار داشته باشد.
از سوی دیگر، شفافیت دادهها و کنترل دقیق زنجیره سوخت، نقش مهمی در جلوگیری از قاچاق، انحراف و هدررفت دارد. رهگیری دیجیتال از مرحله تولید تا مصرف نهایی، هم برای مدیریت حکمرانی انرژی ضروری است و هم برای اعتمادسازی در سطح عمومی. در کنار این اقدامات، فرهنگسازی نیز اهمیت دارد؛ زیرا بخشی از مصرف غیرضروری سوخت به عادتهای نادرست روزمره، از روشنبودن بیمورد موتور خودرو تا استفاده غیراصولی از وسایل گرمایشی، بازمیگردد.
کارشناسان معتقدند اگر اصلاح زیرساخت، پایش هوشمند، نوسازی ناوگان، بهینهسازی ساختمانها و تغییر رفتار مصرف همزمان پیش برود، میتوان انتظار داشت که بخشی از تلفات مزمن انرژی در کشور بهتدریج کاهش یابد

