به گزارش خبرنگار مهر، دهههاست که زبانههای آتش بر فراز مشعلهای میادین نفتی جنوب، نمادی بصری از توسعهنیافتگی در بهرهوری انرژی ایران بودهاند. سوزاندن گازهای همراه که در فرایند استخراج نفت خام از لایههای زیرزمینی جدا میشوند، در گذشته صرفاً یک «مزاحم فنی» تلقی میشد که باید برای تداوم تولید نفت، به سرعت از شر آن خلاص شد. اما امروز، در سال ۱۴۰۵، رویکرد کشور به این پدیده از یک نگاه واکنشی و پروژهای، به یک «اصلاح ساختاری در حکمرانی انرژی» تغییر یافته است. این تغییر پارادایم به این معناست که وزارت نفت دیگر جمعآوری گاز را صرفاً یک وظیفه جانبی نمیبیند، بلکه آن را به عنوان ستون فقرات «مدیریت یکپارچه زنجیره ارزش» تعریف کرده است.
اصلاح ساختاری در اینجا به معنای تغییر در مدلهای سرمایهگذاری و پیوند زدن منافع صنایع پاییندستی به بالادستی است. پیش از این، دولتها به تنهایی مسئولیت جمعآوری گازها را بر عهده داشتند که به دلیل محدودیت منابع مالی، پروژهها سالها معطل میماندند. اما در الگوی جدید حکمرانی، هلدینگهای بزرگ پتروشیمی خود به عنوان سرمایهگذار وارد میدان شدهاند. آنها با درک این واقعیت که پایداری تولیدشان در گرو تأمین خوراک است، میلیاردها دلار در پروژههای NGL (گاز مایع طبیعی) سرمایهگذاری کردهاند. این پیوند ارگانیک بین نفت و پتروشیمی، همان اصلاح ساختاری است که باعث شده در بهمن ۱۴۰۴، حجم گازهای جمعآوری شده به رقم ۱۶ میلیون مترمکعب در روز برسد و هدفگذاری برای خاموشی ۵۲ مشعل در شرق کارون به یک واقعیت ملموس تبدیل شود. در واقع، دولت به جای «پیمانکاری»، نقش «رگولاتوری» و تسهیلگری را بر عهده گرفته است تا این ثروت در حال سوختن، به چرخه تولید بازگردد.
تجلی مطالبات حاکمیتی؛ حذف فلرینگ در ترازوی تکلیف ملی
در هندسه فکری رهبر شهید انقلاب اسلامی، صنعت نفت ایران باید از یک «منبع درآمد ارزی صرف» به «موتور محرک توسعه صنعتی» تبدیل شود. ایشان در دیدارهای راهبردی با مدیران ارشد انرژی، همواره بر سه خواسته کلیدی تأکید داشتهاند: «افزایش ظرفیت تولید با نگاه به صیانت از مخازن»، «جلوگیری از خامفروشی» و «حذف کامل مشعلسوزی». تأکید ایشان بر حذف فلرینگ، تنها یک توصیه زیستمحیطی نیست، بلکه یک دستورالعمل صریح برای حفظ حقوق بیننسلی و ارتقای بهرهوری ملی است. گازی که در مشعلها میسوزد، دقیقاً همان گازی است که میتواند ناترازی زمستانه خانگی را رفع کرده یا چرخ صنایع فولاد و سیمان را در اوج پیک مصرف بچرخاند.
تحقق این مطالبات در برنامه هفتم پیشرفت نیز متبلور شده است. طبق مواد صریح این قانون، دولت مکلف است تا پایان برنامه، سالانه بیش از ۴۴ میلیون مترمکعب گاز همراه را جمعآوری کند. این تکلیف قانونی اکنون به یک شاخص ارزیابی برای مدیران نفتی تبدیل شده است. برخلاف دهههای گذشته که «تعداد بشکههای نفت تولیدی» تنها ملاک موفقیت بود، اکنون «میزان گاز جمعآوری شده» و «کاهش شدت انرژی» به معیارهای اصلی اقتدار در حکمرانی انرژی بدل شدهاند. ورود شرکتهای دانشبنیان به این حوزه نیز بخش دیگری از مطالبه حاکمیتی است؛ تکنولوژیهای نوین برای جمعآوری گاز در مشعلهای کوچک و پراکنده که پیش از این توجیه اقتصادی نداشتند، اکنون با بومیسازی تجهیزات فشارافزایی و فرآورش، راه را برای خاموشی کامل فلرها حتی در دورترین نقاط عملیاتی هموار کردهاند. این حرکت، نماد عبور از مدیریت سنتی به مدیریت دانشمحور در صنعت نفت است.
امنیت انرژی و بازگشت میلیاردها دلار به سفره اقتصاد ملی
ایران با بحران «ناترازی گاز» دست و پنجه نرم میکند؛ شکافی که در زمستانها به بیش از ۳۰۰ میلیون مترمکعب در روز میرسد. در چنین شرایطی، سوزاندن روزانه ۵۰ تا ۵۵ میلیون مترمکعب گاز در مشعلها (طبق آمارهای بهمن ۱۴۰۴)، نه تنها یک خسران اقتصادی، بلکه یک چالش امنیتی است. هر یک میلیون مترمکعب گازی که از فلرها جمعآوری و به شبکه تزریق میشود، به معنای تداوم کار یک کارخانه یا گرم ماندن خانههای هزاران شهروند است. بنابراین، جمعآوری گازهای همراه، مستقیمترین و سریعترین راه برای «تولید مجازی گاز» بدون نیاز به حفاری چاههای جدید در میدان پارس جنوبی است که هزینههای بسیار گزافی میطلبد.
از منظر مالی، ارزش حرارتی و خوراکی گازهای سوزانده شده در ایران سالانه معادل ۵ تا ۷ میلیارد دلار برآورد میشود. با تکمیل پروژههایی نظیر NGL 3100 در دهلران و ایستگاههای تقویت فشار در غرب کارون، این ثروت نه تنها از دود شدن نجات مییابد، بلکه محصولات جانبی آن از جمله C2+ (اتان و ترکیبات سنگینتر) به خوراک استراتژیک برای واحدهای الفین تبدیل شده و ارزش افزودهای صدبرابری ایجاد میکند. این یعنی «اقتصاد مقاومتی» در عمل؛ جایی که تهدید زیستمحیطی مشعلها به فرصت صادرات محصولات پتروشیمی تبدیل میشود. علاوه بر سودآوری داخلی، ایران با کاهش انتشار کربن ناشی از فلرینگ، جایگاه خود را در معاهدات بینالمللی زیستمحیطی ارتقا داده و از فشارهای احتمالی «مالیات بر کربن» در تجارت جهانی پیشگیری میکند. در نهایت، جمعآوری گازهای همراه نه یک انتخاب، بلکه تنها راه گریز از بنبست انرژی و گذار به سوی حکمرانی مدرن و کارآمد در قرن جدید است. خاموش شدن هر مشعل، گامی است به سوی شفافیت در ترازنامه انرژی کشور و اثبات این مدعا که دوران «ثروتسوزی» به پایان رسیده است.

