به گزارش خبرنگار مهر، امروزه موضوع مصرف انرژی در بخش ساختمان به یکی از بزرگترین دغدغههای اقتصادی و زیستمحیطی تبدیل شده است. بخش اعظمی از انرژی تولید شده در کشور که باید صرف توسعه زیرساختها و صنایع شود در دیوارهای نفوذپذیر و پنجرههای ناکارآمد ساختمانهای مسکونی و تجاری ناپدید میشود.
آمارها نشان میدهند که ساختمانها در ایران چندین برابر استانداردهای جهانی انرژی مصرف میکنند. علت اصلی این پدیده را باید در کیفیت پایین ساخت و ساز و نادیده گرفتن استانداردهای نوین جستجو کرد. عایقکاری ضعیف پوستههای خارجی ساختمان شامل دیوارها و سقفها اولین و مهمترین عامل هدررفت گرما در زمستان و نفوذ گرما در تابستان است.
وقتی دیوارهای یک ساختمان فاقد لایههای حرارتی مناسب باشند تبادل دمایی بین محیط داخل و خارج به حداکثر میرسد. این مسئله باعث میشود دستگاههای گرمایشی و سرمایشی برای حفظ دمای مطلوب به صورت مداوم و با حداکثر توان کار کنند. استفاده از مصالح سنتی که مقاومت حرارتی پایینی دارند بدون ترکیب با مواد عایق مدرن مانند پشم سنگ یا پلیاستایرن عملاً ساختمان را به یک کوره در تابستان و یک یخچال در زمستان تبدیل میکند.
عدم اجرای صحیح مبحث نوزدهم مقررات ملی ساختمان که بر صرفهجویی در مصرف انرژی تاکید دارد باعث شده است که حتی ساختمانهای نوساز نیز از نظر بهرهوری در سطح بسیار پایینی قرار بگیرند. نظارت ضعیف بر فرآیند ساخت و ساز و تمایل سازندگان به کاهش هزینهها با استفاده از مصالح ارزانقیمت و غیراستاندارد زنجیرهای از مشکلات را ایجاد کرده است که هزینه آن را در نهایت مصرفکننده با پرداخت قبوض سنگین برق و گاز میپردازد.
نقش پنجرههای نامناسب و مصالح غیراستاندارد در افزایش هزینههای ملی
پنجرهها به عنوان چشمهای ساختمان عمل میکنند اما در بسیاری از بناهای غیربهینه این پنجرهها حفرههایی بزرگ برای فرار انرژی هستند. پنجرههای تکجداره با قابهای فلزی غیرعایق حرارت را با سرعت بسیار بالایی منتقل میکنند. حتی در مواردی که از پنجرههای دوجداره استفاده میشود کیفیت پایین شیشهها و عدم آببندی صحیح پروفیلها باعث میشود که هوا به راحتی جابجا شود. نفوذ هوا از درزهای پنجره نهتنها باعث هدررفت انرژی میشود بلکه آسایش ساکنان را نیز به هم میزند. مصالح غیراستاندارد بخش دیگری از این پازل مخرب هستند.
بلوکهای سیمانی و آجرهایی که بدون رعایت استانداردهای تخلخل و مقاومت حرارتی تولید میشوند توانایی نگهداری دما را ندارند. در بسیاری از پروژههای ساختمانی برای کاهش هزینههای اولیه از مصالحی استفاده میشود که در کوتاهمدت ترک میخورند یا ویژگیهای فیزیکی خود را از دست میدهند. این موضوع باعث میشود پلهای حرارتی در جایجای ساختمان شکل بگیرند. پل حرارتی منطقهای است که به دلیل نقص در عایقکاری یا استفاده از مصالح نامناسب مسیر مستقیمی برای انتقال حرارت ایجاد میکند. برای مثال تیرهای آهنی که بدون پوشش عایق در دیوارهای خارجی رها شدهاند مانند یک رسانای قوی عمل کرده و سرمای بیرون را به داخل خانه هدایت میکنند. این فرآیند باعث میشود که سیستمهای حرارتی مرکزی مجبور شوند تا چهل درصد بیشتر از حد معمول کار کنند. این فشار مضاعف بر شبکه انرژی کشور در فصول اوج مصرف منجر به ناترازی برق و گاز میشود.
طراحی ناکارآمد و ضرورت تغییر رویکرد در معماری و مهندسی معاصر
طراحی معماری ساختمان اگر بدون توجه به اقلیم و جهتگیری خورشید انجام شود خود عاملی برای افزایش مصرف انرژی است. بسیاری از ساختمانهای امروزی بدون توجه به زاویه تابش نور خورشید دارای پنجرههای بسیار بزرگ در جبهههایی هستند که بیشترین جذب گرما را در تابستان دارند. عدم استفاده از سایبانهای مناسب و طراحی فضاهای داخلی به گونهای که نور طبیعی جایگزین لامپهای الکتریکی نشود از نشانههای طراحی ناکارآمد است. معماری پایدار حکم میکند که ساختمان باید با محیط اطراف خود در تعامل باشد تا کمترین نیاز را به انرژیهای فسیلی داشته باشد.
سیستمهای گرمایشی و سرمایشی نیز اغلب بدون محاسبه دقیق ظرفیت حرارتی ساختمان انتخاب میشوند که خود باعث اتلاف مضاعف میگردد. استفاده از موتورخانههای قدیمی با بازدهی پایین و سیستمهای لولهکشی بدون عایق در فضاهای باز از دیگر مشکلات رایج است. برای خروج از این بحران باید استانداردهای سختگیرانهای در تولید مصالح و اجرای پروژهها وضع شود. ارتقای فرهنگ عمومی در مورد اهمیت برچسب انرژی ساختمان و مطالبهگری خریداران برای داشتن خانههایی با بازدهی بالا میتواند محرکی برای تغییر رفتار سازندگان باشد.
نوسازی بافتهای فرسوده با رویکرد بهینهسازی و استفاده از تکنولوژیهای نوین مانند پنجرههای کمگسیل و عایقهای نانو میتواند بخشی از انرژی هدر رفته را به چرخه اقتصاد بازگرداند. در نهایت ساختمانهای ما نباید به عنوان مصرفکنندگان بیرویه منابع شناخته شوند بلکه باید با مهندسی دقیق به فضاهایی تبدیل شوند که با کمترین هزینه بیشترین آرامش را برای ساکنان فراهم آورند و باری از دوش شبکه ملی انرژی بردارند. هدررفت فعلی که در برخی گزارشها تا هفتاد و نه درصد برآورد شده است زنگ خطری جدی برای امنیت انرژی در سالهای آینده است که تنها با اصلاح ساختارهای ساخت و ساز قابل جبران خواهد بود.
نظارت بر زنجیره تامین مصالح و آموزش نیروهای اجرایی ماهر در کنار طراحی هوشمندانه بر پایه اقلیم ایران میتواند راهگشای این مسیر دشوار باشد. با اجرای دقیق قوانین و استفاده از ابزارهای تشویقی برای ساختمانهای سبز میتوان امیدوار بود که تراز انرژی در بخش خانگی بهبود یابد و منابع ملی برای نسلهای آینده حفظ شود.استمرار وضعیت فعلی نهتنها به محیط زیست آسیب میزند بلکه هزینههای نگهداری و بهرهبرداری از ساختمانها را به شدت افزایش میدهد و کیفیت زندگی در کلانشهرها را تحت تاثیر قرار میدهد.

