به گزارش خبرنگار مهر، ایران به عنوان یکی از غنیترین کشورهای جهان از نظر ذخایر هیدروکربوری، با چالشی بزرگ به نام «ناترازی انرژی» دست و پنجه نرم میکند. در حالی که بخش صنعت و تولید برای تداوم چرخ اقتصاد به سوخت و برق نیاز مبرم دارند، بخش خانگی سهم شیر را از سبد مصرفی به خود اختصاص داده است. اما مسئله تنها «زیاد مصرف کردن» نیست، بلکه «بد مصرف کردن» است. آمارهای رسمی نشان میدهند که شدت مصرف انرژی در ایران چندین برابر میانگین جهانی است و خانههای ایرانی به جای آنکه پناهگاهی برای حفظ سرمایههای ملی باشند، به کانونهای اصلی اتلاف انرژی تبدیل شدهاند. در این گزارش، به بررسی دقیق الگوهای مصرف در پنج بخش کلیدی پرداخته و گلوگاههای اصلی هدررفت سرمایه را شناسایی میکنیم.
۱. گرمایش و سرمایش؛ نشت حرارتی از پوستههای نفوذپذیر
بیش از ۷۰ درصد مصرف گاز طبیعی در بخش خانگی طی فصول سرد، صرف گرمایش فضا میشود. بزرگترین نقطه اتلاف انرژی در این بخش، «پوسته ساختمان» است. طبق استانداردهای مبحث ۱۹ مقررات ملی ساختمان، بسیاری از ابنیه فعلی فاقد عایقبندی مناسب هستند. استفاده از پنجرههای تکجداره و پروفیلهای غیراستاندارد باعث میشود تا بیش از ۳۰ درصد گرمای تولید شده توسط بخاریها یا پکیجها، مستقیماً از طریق پنجرهها هدر برود.
در بخش سرمایش نیز، تسلط کولرهای آبی قدیمی با بازدهی پایین و موتورهای پرمصرف در مناطق معتدل و استفاده از اسپلیتهای غیراینورتر در مناطق گرمسیری، فشار مضاعفی بر شبکه برق وارد میکند. عدم سرویس دورهای، نبود سایهبان بر روی کندانسورها و استفاده از کانالکشیهای طولانی و بدون عایق، باعث میشود بخش عمدهای از برودت تولید شده پیش از رسیدن به فضای داخلی، از دست برود. در واقع، ما در زمستان «کوچه» را گرم و در تابستان «پشتبام» را خنک میکنیم.
۲. لوازم خانگی و روشنایی؛ خونآشامهای خاموش در مدار
لوازم خانگی برقی، دومین کانون اتلاف انرژی در خانههای ایرانی هستند. یخچال و فریزرهای قدیمی که ۲۴ ساعته در حال کار هستند، به تنهایی سهم بزرگی از قبض برق را به خود اختصاص میدهند. بسیاری از خانوارها همچنان از لوازمی با رتبه انرژی C یا پایینتر استفاده میکنند که مصرف برقی تا سه برابر نمونههای مدرن دارند.
موضوع دیگر، پدیده «توان استندبای» یا مصرف در حالت آمادهباش است. تلویزیونها، مایکروفرها و شارژرهایی که در پریز باقی میمانند، در مجموع حدود ۵ تا ۱۰ درصد برق مصرفی خانوار را بدون هیچ کارکردی میبلعند. در بخش روشنایی، هرچند استفاده از لامپهای LED فراگیر شده، اما عدم استفاده از سیستمهای هوشمند و حسگرهای حضور، باعث میشود چراغها در اتاقهای خالی یا در طول روز که نور طبیعی کافی وجود دارد، روشن بمانند. این رفتارهای کوچک در مقیاس ملی، به معنای نیاز به احداث چندین نیروگاه بزرگ جدید است.
۳. آشپزی و آبگرمکنها؛ بهرهوری پایین در شعلههای آبی
بخش قابل توجهی از گاز مصرفی در آشپزخانه و برای تامین آب گرم مصرف میشود. اجاقگازهای خانگی در ایران اغلب فاقد استانداردهای بالای احتراق هستند و بخش زیادی از انرژی شعله به جای انتقال به ظرف، در محیط پخش میشود. همچنین، فرهنگ استفاده از شعلههای بالا برای پختوپز سریع، اتلاف را دوچندان میکند.
در بخش تامین آب گرم، استفاده از آبگرمکنهای دیواری قدیمی یا موتورخانههای مرکزی با مشعلهای تنظیمنشده و لولههای بدون عایق، منبع بزرگ دیگری برای هدررفت گاز است. در بسیاری از مجتمعهای مسکونی، آب گرم در مسیر طولانی لولهکشی تا رسیدن به شیر مصرفی، دمای خود را از دست میدهد و فرد مجبور است مقدار زیادی آب (و انرژی صرف شده برای گرم کردن آن) را راهی فاضلاب کند تا به دمای مطلوب برسد. این چرخه معیوب، نشاندهنده نقص در طراحی مهندسی تاسیسات خانگی است.
ضرورت گذار از مصرفگرایی به بهرهوری
اتلاف انرژی در خانههای ایرانی، محصول مشترک «فرهنگ مصرف نادرست»، «تکنولوژی قدیمی لوازم خانگی» و «ساختار ضعیف ابنیه» است. تا زمانی که قیمت حاملهای انرژی به صورت یارانهای و غیرواقعی باشد، انگیزهای برای سرمایهگذاری خانوار در زمینه عایقبندی یا خرید لوازم فوقکممصرف ایجاد نخواهد شد. اصلاح الگوی مصرف نیازمند یک رویکرد جامع است؛ از سختگیری در اجرای مبحث ۱۹ ساختمان گرفته تا ارائه تسهیلات برای جایگزینی لوازم خانگی فرسوده. اگر امروز برای بهینهسازی مصرف در بخش خانگی اقدام نکنیم، در آیندهای نزدیک نه تنها توان صادرات نخواهیم داشت، بلکه برای تامین نیازهای اولیه داخلی نیز با بحرانهای جدیتری روبرو خواهیم شد. کلید حل ناترازی انرژی، نه فقط در ساخت نیروگاههای جدید، بلکه در «نیروگاههای مجازی» است که با صرفهجویی در هر خانه ساخته میشوند.

